اخه من چیز ترسناکی ندیدم ، یبار فقط پاهاش رو دیدم که عین پاهای خواهرم بود اومد کنارم نشست سرمو بلند کردم دیدم نیست ، چند بارم صداش فقط که صدای خیلی زیبایی هم داشت ، مادربزرگمم میگفت یبار خونه نبودین خواهرت اومده کنارم نشسته بعدا متوجه شدم که خواهرت خونه نبوده اصلا