آبجیم حدود ۱۰ ماه پیش با یه آقایی آشنا شد کلا دو سه هفته طول کشید ، هیچ علاقه و کششی بهشون نداشت و میخواست جدا شه ، به اصرار من و دوستش ک گفتیم بهش فرصت بده تا خودشو نشون بده همون دو سه هفته رو موند بعد فهمید پسره بهش خیانت کرده . خواهرمو تهدید کرده اگه به کسی چیزی بگه زندگیش جهنم میکنه ابروش میبره . تو این ده ماه بعد جدایی حالش از پسره بهم میخورد و کل دروغهایی ک بهش گفته بود رو شد ، به خاطر کارش مجبور بود تو یه محیط باشن و نمیشد ارتباطش قط کنه ، با اینکه آقا نامزد داشت ولی سمت آبجیم میومد و بهش نزدیک میشد حتی گفت بهم میزنم اگه بمونی باهام با اینکه دروغ میگفت قصدش بهم زدن نبود فقط میخواست خواهرمو خر کنه ک باهاش باشه ، ابجیمم مجبور شد محیط کارشو عوض کنه .