خانوما من از اول ازدواجم مشکل داشتم
طرفم ی آدم وسواس خودخواه و زورگوئه
دیگه بعد ب دنیا اومدن بچه هام چون خیلی نمیتونستم ب کارا برسم هر روز دعوا و بزن و ...
با همه ی این شرایط چون حمایت خانوادمو نداشتم ی جورایی وابستش شدم
دیگه این اواخر کار ب جایی رسیده ک حتی من و حساب نمیکنه تو خونه...برا خودش میره میاد و فقط وقتی کار داره حرف میزنه
تا حرف میزنم دستش بلند میشه،
جو خونه خیلی متشنج و خیلی نگران بچه هامم آخرین بار هرچقدر التماس کردم ک بچه ها فهمیدن کاری نکن اذیت بشن باز هم مجبورم کرد برم تو اتاق و تا میتونست زد ...بخوام از علتاش بگم واقعا مسخرس و تو ی تاپیک نمیشه گفت
فقط راستش از اون روز دیگه خیلی ازش بدم اومده فقط هم ب خاطر اینکه حتی ب بچه ها هم رحم نکرد
دلمو زده ولی نمیتووونم جدا بشم
پدر و مادرم پیر و مریضن و از نظر مالی هم اونقدر اوکی نیستن که من سربار بشم از طرفی باز هم بچه ها😓
چند روزه با حالی ک معذرت خواهی کرده ولی این فکر افتاده تو سرم ک ی جورایی ی کاری کنم بره زن بگیره و اون بذاره بره
شاید خیلی احمقانه ب نظر برسه ولی واقعا حتی یک درصد هم دیگه نمیتونم تحملش کنم ،فکر اینکه ی بار بخواد بیاد نزدیکم ب وحشت میندازه منو ...چکااار کنم