2777
2789
عنوان

از بچم متنفرم

| مشاهده متن کامل بحث + 76972 بازدید | 416 پست
دورت بگردم زندگی ها سخت شده بخاطر شرایط های مختلف و بشدت اذیت کننده هست   اون بچه که بدون خواس ...

درسته ولي ديگه كاريه كه شده ولي دست تنها بودن خيلي سخته افسردگيه شديد مياره …ميدوني تمام زندگيش خلاصه شده تو بچه داري…دو تاشون كلافه هستن ..منم دلم واسه بچه ميسوزه …اما واقعا اين خانوم هم تو فشاره…ايشالا ارامششون زياد شه …🌿

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خیلی صبورم که خودمو تا حالا دار نزدم واقعا صبوری کردم

منم بخدا دخترم دقیقا همین بود البته۱۰۰۰۰درجه بدتر از وقتی باردار شدم نه ماه بیمارستان بستری بودم بعدش دیگه بدبختی شروع شد تا یک سال و نیم که شد داییم گفت ببر دکتر شاید پیشفعاله منم بردم دارو داد خیلی بهتر شد الان کلاس سومه تازه۶ماهه خیلی خانم و آروم شده دکتر میگفت تا ۱۱سالگی امکان داره اینطور باشه

واسه سلامتی آقامون امام زمان صلوات

عزیزم من ۱۲سال پیش دقیقا شرایط شما رو داشتم، حتی بدتر،دخترم تا یکسالگی اکثر شبا رو  تا صبح نخوابید، تا شش ماهگی که تا صبح جیغ میزد،بعد اون تا صبح بیدار بود بازی میکرد،فکر نکنی روز درست می‌خوابید، نه،بعضی وقتا شبانه روز کلا ۲ ساعت خواب بود،تعجب میکردم چه جوری این طوریش نمیشه،اینقدر اطرافیان بهم حرف زدن،اینقدر روحیم رو خراب میکردن، به جای اینکه کمک حالم باشن،نمک روی زخمم میپتشیدن،گذشت،الحمدالله الان دخترم از بهترین هاست،باادب،باهوش..هرجا با خودم ببرمش بعدا می‌شنوم کلی ازش تعریف کردن،دو تای دیگه هم دارم،برای سومی دیگه یاد گرفتم به حرف بقیه اهمیت ندم،چه حرص بخورم چه نخورم این روزا میگذره،چه بهتر که با بچم همراه شم،باهاش خوش باشم.ظرفا ی خرده نشسته موند اشکال نداره......از بزرگ کردن سومی لذت بردم

الههههههههی خداحفظشون کنه ❤️ منم دوتا پسر شیطون دارم ولی وقتی کلافه میشم ب این فکر میکنم بچهایی ام ...

ممنون،  خدا پسرای شما رو هم حفظ کنه، دخترای من واقعا خوبن، مشکل از منه میدونم، اینا اصلا تقصیر ندارن ،بچه ان، من همیشه تو محیط های آروم بودم،خودمونم دوتا خواهریم، بعد ازدواج کردم شوهر آروم،  اولین دخترم عالی و آروم،  دختر دومم کلا از بدنیا اومدنش با استرس بود، ده روزگی عمل قلب شد، تمام اون شوک هایی که تو تایم زایمان عمل بهم وارد شد،خودشم ماشاالله شیطون تره ،بزرگه هم که آروم بود داره از راه به در میکنه🤣🤣🤣

چقد بد حرف میزنی اگه نمیتونی دلداری بدی حداقل میتونی چیزی نگی

موافقم بشدت

دعا ميكنم هيچ دختري داغ مادر نبينه ، دارم ميسوزم و ميسوزم و ميسوزم وكاري زِ دستم بر نمي آيَد. نمي آيَد . چه محتاجم به آغوش گرم و بوسه هاي مادرانه ش دلم تنگ ِ حضور مهربانش ، ولي مادر به اين منزل نمي آيَد نمي آيَد نمي آيَد 🖤 
جدی میگی از این که داد میزنی بالا میاره پسر منم بالا میاره خواستم دلیلش بدونم از چیه

پسر من نوزادیش رفلاکس و آلرژی داشت و تا چهار پنج سالگی هم تا حدی ادامه داشتن  خیلی حساس بود اگر گریه میکرد بالا میاورد بعد پنج سالگی دیگه خوب شد

من دوتا بچه دارم یکی 15 ماهه یکیم 8 ساله

اون بزرگه از کوچیکه بیشتر دقم میده مدام اذیتش میکنه 

دستشو گاز میگیره تا یه چیزی دستش میگیره و میخواد با خودش بازی کنه میپره ازش میگیره زیر پایی میگیره بخوره زمین خلاصه از صبح تا شب یسره جیغشو در میاره منم خیلی خستم گریم بیرونی نیست ولی حس میکنم از درون گریه میکنم همش تو ذهنم از دستشون گریه میکنم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز