امشب و هرشب باید زار بزنم .اصلا این بچه هیچیییی حالیش نیست از روزی که تو شکمم بوده هروز مشکلات عجیب و غریب داشته تا الان و حالا حالا ها هم ادامه داره .به شدت نا آرومه همش بغل میخواد بغل میکنم میگه ببر پارک میبرم پارک بیقراری میکنه میگه عمه میبرم پیش عمه باز همینه .هر شب باید بندازیمش تو ماشین بگردونیمش تو ماشینم روانیمون میکنه .اصلا نمیذاره غذا بپزم نمیذاره دستشویی برم .هیچکسو ندارم کمکم بده این بچه هیچ جا آروم قرار ندارد .سرش داد میزنم بالا میاره خسته شدم شوهرمو اصلا درک نمیکنه که منم آدمم کم میارم دلم یه دنیا گریه میخواد😭😭
ای خدا این دقیقا خواهرزاده منه اونم چند ماهی فقط شب تو ماشین خوابش میبرد بعد میاوردنش بالا رو تخت میخوابوندن خودشم میگفت ما هر شب میریم ماشین سواری خیلی نا آروم و شیطون بود به شدت خرابکاری میکرد الان آروم شده