2777
2789
عنوان

جبر زندگی

61 بازدید | 3 پست

دلم برای خودم میسوزه 

برای دختری که حق داشت شادی کنه حق داشت بره تفریح ولی بخاطر تصمیمات احمقانه ی خانوادش مجبور بود کار کنه من فقط چهار روز بعد از کنکورم رفتم سر کار اگر توی یه خانواده ی درست حسابی بودم توی ارامش درسمو میخوندم نه اینکه بهم بگن برو دورترین جای ممکن... منه بی پناه درس خوندم که برم یه جایی که سر پناه داشته باشم بعضی وقتا تختمو توی خوابگاه بغل میکنم میگم تنها نقطه ی امن دنیا برای من تویی..

اگه پناه داشتم میتونستم توی شهر خودم دانشجو بشم نه اینکه برم اون سر کشور... 

از پدر و مادرم بدم میاد..

اونا باعث بدبختی منن

من چرا نباید یه پناهگاه امن داشته باشم چرا مامانم بهم گفت باید از این خونه بری 

چرا نذاشتن یه سال بیشتر بمونم که شهر خودم قبول شم

چقدر همه ی پولامو ازم گرفتن خوردن

یادم نمیره به چه زجری پول در میاوردم چطوری ازم میگرفتن 

ازشون بدم میاد 

من پر از درد و نفرتم

از جبر زندگی که همیشه زورم ازش کمتر بوده

دل م مرگ میخواد

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

همکاری در فروش

fthfy | 3 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز