2777
2789
عنوان

جبر زندگی

61 بازدید | 3 پست

دلم برای خودم میسوزه 

برای دختری که حق داشت شادی کنه حق داشت بره تفریح ولی بخاطر تصمیمات احمقانه ی خانوادش مجبور بود کار کنه من فقط چهار روز بعد از کنکورم رفتم سر کار اگر توی یه خانواده ی درست حسابی بودم توی ارامش درسمو میخوندم نه اینکه بهم بگن برو دورترین جای ممکن... منه بی پناه درس خوندم که برم یه جایی که سر پناه داشته باشم بعضی وقتا تختمو توی خوابگاه بغل میکنم میگم تنها نقطه ی امن دنیا برای من تویی..

اگه پناه داشتم میتونستم توی شهر خودم دانشجو بشم نه اینکه برم اون سر کشور... 

از پدر و مادرم بدم میاد..

اونا باعث بدبختی منن

من چرا نباید یه پناهگاه امن داشته باشم چرا مامانم بهم گفت باید از این خونه بری 

چرا نذاشتن یه سال بیشتر بمونم که شهر خودم قبول شم

چقدر همه ی پولامو ازم گرفتن خوردن

یادم نمیره به چه زجری پول در میاوردم چطوری ازم میگرفتن 

ازشون بدم میاد 

من پر از درد و نفرتم

از جبر زندگی که همیشه زورم ازش کمتر بوده

دل م مرگ میخواد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز