شاید حرفای ک میزنمی کم مسخره بیاد ولی میخوام هر راهی رو امتحان کنم ک زندگیمو نجات بدم خانواده ی شوهرم واقعامیگم تو همه چی سرک میکشن دخالت میکنن تا حدی وقتایی ک نزدیک اونا بودیم تا حد طلاق پیش رفتیم با حاملگی الانم اومدیم سنندج اونا شهرستانن بخاطر اینکه شوهرم نتونسته کار درست حسابی پیدا کنه گیر دادن ک باید برگردی منم ی دختر دارم از وقتی ک ازشون دور شدیم خداروشکر زندگیم خوبه توروخدا اگ کسی کار خوبی سراغ داره بهم بگه