بچه هابا رلم داشتیم بحث عطر میکردیم یعد مست بود عاشق بوی عطرمه گفت ازش برام بگیر گفتم من نمیگیرم خودت بخرمن چرابخرم میدونه بخاطرجدایی و گفت خرافات و من ک زن بگیرنیستم ازچی میترسی
گفتم چ ربطی داره یبارگفتی۲بارگفتی فهمیدم زن بگیرنیستی دیگ چراهی تکرارمیکنی...
گفتم متاسفم فقط بلدی ضدحال بزنی یبار ن ده بارگفتی زن نمیگیرم فهمیدم حالاهی بکوب توسرم زن نمیگیری نمیگیری فهمیدم. کی چی گفته ک هی میگی نمیگیرم منم نگفتم بیامنوبگیر هی ادامه میدی روزاول جوردیگ بودی الان جوردیگ بعدگفت توام هی روزا اول بگرد ببین چیکارکردم چچوربودم بکوب توسرم...بدترسرم درداوردی ب پیرب پیغمبر ب حضرت عباس بحث عطر بودچرانمیفهمی جون عزیزت دیگ اس نده سرم منفجرشدبعدنوشتم بحث عطرربطی ب زن گرفتن نداره هی تکرارمیکنی نوشت ربطی نداره غلط کردم ولم کن منم نوشتم چی گفتم کاسه کوزه سرمن خالی میکنی نوشت برو بابامنم نوشتم جادیگ دلت پره سرمن خالی میکنی...معلوم نیس چشه انگارروانی شده جدیدا بخدااگ دیگ بهش پیام بدم