مادربزرگ پدریم خیلی ..... اصن فحشم نمیتونم بهش بدم لطفا قضاوت نکنید نمیدونید چیکارا کرده نمیتونم توضیح بدم ولی خاستم یه موردو بگم کمکمون کنید اصن چشم شوم داره مانتوی مامانم گفت چه خوشگله و اینا شبش با اتو سوخت . گوشواره ی ابجی کوچیکیمو گفت وااای کی برات خریدو اینا که تو مسجد از گوشش باز شده بود زنعموم دید خداروشکر اینا اتفاقی نیستن واقعا دارم میترسم چیکار کنم
من خیلی مهربون و صبورم اما اگه تو تاپیک یا ریپلای چرت و پرت بهم بگی میشورم میذارمت کنار🙏
مال منم همین بود.مرد.یادمه برادرم خواب بود یهویی با انگشت بسمتش اشاره کدد به مدت ۲ دقیقه.برادرم از خواب پا شد چشماشو گرفته بود و داد میزد وای چشمان داره میترکه و بی تابی میکرد. صدقه بده جلو چشمش نباش.خودتو بدبخت نشون بده از موفقیتهات نگو