شوهرم فامیل نیست و ی جورایی بین خانواده شوهرم غریبم هم زبونم نیستن بشدت هم بچه دوستن
بارداری اولم تو ۸ هفته سقط شد و الان بارداری دوممه هنوز نرفتم سونوی قلب
از طرفی مامانمم زن دست تنهاییه همش انتظار داره برم کمکش ب زبون نمیاره ولی خب وقتی میرم خونه مامانم همیشه کلی کار هست و مجبورم کمکش کنم
الانم کمر درد دارم از طرفی هم میترسم این بار هم سقط شه
از ی طرفم بفکر مامانمم
هیچ وقت نشده بفکر خودم باشم
مامانمم اینطور نیست بگه استراحت کن چیزی بزبون نمیاره و از این بابت هم ناراحت میشم ک چرا بهم نمیگه بمون خونت استراحت کن
چیکار کنم؟ کلافم