خونه عموم دعوت بودیم
زنگ زد از یه هفته پیش که چند شب آینده هروقت خونه باشم باید بیاید مهمون من گفتیم باشه
دیشب زنگ زد گفت فرداشب خونم حتتتما بیاید گفتم خدمت میرسیم
ماهم ساعت 8 و نیم راه افتادیم 9 اونجا بودیم
دیدم تازه داره سبزی پاک میکنه سبزیارو گرفتیم خودمون پاک کردیم شستیم گفتیم تو برو به بقیه کارات برس اذیت نشی
خلاصه که تازه رفته سیب زمینی پوست کندن
که خلال کنه برا خورشت قیمه
ساعت 10 برنج دم انداخته
ساعت 11 تازه اومده سیخ بگیره واسه کباب گفتیم خودمون درستشون میکنیم تو برو به کارا برس
کبابارم خودمون درست کردیم
خلاصه ساعت 12 شام خوردیم
معده درد گرفتم
توروخدا مهمون دعوت میکنید کاراتونو زودتر انجام بدید تو این روزگار درااااز تابستون آروم آروم کاراتونو کنید مردم از گشنگی چشمشون به آشپزخونه خشک نشه که کی غذا میاد