سلام دوست من ....
مادر منم جرات روبه رویی با پدرم رو نداشت و ازش میترسید
انقدر مظلوم نمایی در آوردو دروغ گفت که من خودم یه تنه خونه رو از پدرم گرفتم و به اسمش کردم و طلاقشو گرفتم
چون پدرم اعتیاد داشت
ولی مادرم هیچوقت جرات نداشت ازش جدا شه
همیشه میگفت تو فرشته ی نجات زندگیمی و تو نبودی باید خودکشی میکردم
ولی یکم بعدش شوهر کرد ....
منو از خونه ی پدریم انداخت بیرون و دنبال دوا درمونه که بچه بیاره
حقیقتا دلم میخواد انتقام بگیرم اما نمیدونم چجوری