شبکاره.روزام همش درحال بدو بدو وخستگی وخواب.ازوقتی هم که پسرمون بدنیااومده کلا خیلی کم پیش هم بودیم.امشب قبل رفتن ده دقیقه بغلم کرد گفت اخی چقدر دلم برات تنگ شده😢😢.
زندگی بعد بچه چقدر عوض میشه😭
دلم براروزای گذشته ودونفرمون خیلی تنگه واقعا
از اونی كه ميگفت به خاطرت با كُل دنيا ميجنگَم چه خبر؟هنوز داره ميجنگه يا شهيد شُد؟
والا شوهرمن واقعاااا عوض شد اوایل تواین زمینه خیلی بد برخورد میکد تا اینکه داداشش روشناخت دیگه حتی براش ضامن هم نمیشه میگه این قسطاش رونمیده اونوقت من باید جور بکشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
پس بعد یه سال بیار.اصلا ببین زندگیت جطور میشه .سفرا وکارای مهمتم بکن بعد
اره امشب نظرم عوض شدبا تایپیک شما ... حس میکنم از محبت هم هنوز سیر نشدیم چون این مدت مهمون هم زیاد داشتیم و مسافرت دسته جمعی رفتیم نیازبه تنهایی داریم تا یه سال
ممنونم از راهنماییتون انشاله شغل همسر شما هم بهتربشه تایمشو راحتتر بشه ، مردا اگر سرکارراحت باشن و استراحت کافی داشته باشن تو خونه خیلی به همسراشون از نظر عاطفی میرسن اما وقتی مشکل شغلی دارن و خستن بهم میریزن
گفتم که عزیزم همیشه در هر حالتی از شوهرم پول میخواست ومیگفت پس میدم هر چی هم بهش میگفتم من داداشت رو میشناسم گوش نویدادتااینکه یه با چندسال پیش پول زیادی ازش قرض گرفت ودیگه هم پس نداد با اینکه اوضاع مالیش هم الان خوب شده اینجوری بو که شوهرم شناختش ودیگه حتی اگه بگه بیا میخوام وام بگیرم ضامنم بشو شوهرم خودش قبول نمیکنه
کلا نیاز به شناخت بیشتر همم دارین.من بااینکه بعد ۴ سال مادر شدم ولی حسرت سفردونفره بدجور تودلم موند
اره با توجه به اینکه یه سالو نیم عقدبودیمبقول شما هنوز به شناخت کامل از هم نرسیدیم خیلی جالبه این همه مدت اشنایی و عقد اما کامل همو نمیشناسیم و سوتفاهم پیش میاد و داریم کم کم همو میشناسیم