سلام بچه ها امروز من و مامانم یه جایی مهمون بودیم که رودرواسی داشتیم و ماماننم نشسته بود وقتی بلند شد دید پریود شده و ردش مونده رو صندلی من اون لحظه احساس کردم زمین باید باز بشع برم تو زمین همش گریم میگیره یادم میفته اون صحنه چیکار کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بنده خدا، عیب نداره دیگه پیش میاد صاحبخونه خودشم خانوم بوده درک میکنه
این ک چیزی نیست، دختر خاله من یهو درد زایمان میگیره شوهرش خونه نیست با آژانس میره بیمارستان تو راه ماشین طرف بچش ب دنیا میاد صندلی ماشین همش خونی شده بود