زنداداشم تازه فوت شده.
از خونواده همسرم تقریبا همشون برای حداقل یکی از مراسماش اومدن جز دو تا خواهرشوهرم، یکیش که به خاطر دخترش مسافرت بود و کلی عذرخواهی کرد، اون یکی ولی شهر خودمون بود، بعد سوم باهام تماس گرفت گفت ببخشید نتونستم مراسم ختم و سوم رو بیام سرکار بودم و ... سعی میکنم واسه هفتم بیام.
واسه هفتم نیومد و چیزیم نگفت فقط یه بار که خونه مادرشوهرم جمع بودیم اومد تسلیت گفت.
منم چون خیلی داغدار بودم و دلم سوخته بود برام مهم نبود اصلا.
تا اینکه خاله جاریم چندروز بعد فوت کرد، این خواهرشوهرم با شوهرش از ساعت ۵ رفتن تا شام موندن و آخرشب برگشتن.
من اینقدر ناراحت شدم اعصابم بهم ریخت، به شوهرم گفتم اونم چون زیاد با این خواهرش و دامادش خوب نیست حقو به من داد.
تازگی چهلم زنداداشم شد و بازم این خواهرشوهرم نیومد.
با وجوداینکه شوهرم با این خواهرش زیاد خوب نبود من از اول ازدواج خیلی باهاش صمیمی شدم و حتی به بهتر شدن رابطه اش باشوهرم کمک کردم و وقتی شوهرش بیمارستان بستری بود کل کمکشون کردم ولی جاریم حتی نیومد بیمارستان ملاقات، بعدا رفت خونشون ملاقات.
خاله جاریم پیر بود و درجه دو محسوب میشد، ولی زنداداش من جوون بود و درجه یک.
من به شوهرم میگم مراسما رو نتونست بیاد که یکیشم حتی ۵شنبه بود، نمیتونست یه بار همینجوری بیاد به مامانم تسلیت بگه.
من از این خواهرشوهرم اصلا بدی ندیده بودم ولی اینکه بهم احترام نذاشته و هیچکدوم از مراسما رو شرکت نکرده خیلی ناراحتم.
و اخیرا تو جمع میبینمش محلش نمیذارم.
قصد دارم تولدش که این هفته است ، نرم. و فقط کادو بفرستم.
به نظرتون کارم درسته؟
البته اینکه چجوری مادرشوهرمو بپیچونم هم خودش یه داستانه، چون قطعا اصرار میکنه که منم برم.