2777
2789
عنوان

بچه گربه

14 بازدید | 0 پست

امروز روز بدی بود از صبح غروب هم که امدم خونه دیدم بچه گربه ای کهاز بچگی شاهد بزرگ شدنبودم تو بارون تو سرما ی اردیبهشت تنهای تنها و جای کوچک برای خودش پیدا کرده بود میخوابید و به ته مانده غذا اکتفا می‌کرد و همیشه از سر پنجره پنج صبح صداش میکردم غذا میدامش و ماشین له کرده بود واقعا اشکم در آمد انگار دوستم بود باور کنید تو اون کوچه تنها کسی رود که با من دوست بود حالا از دستش دادم

عوض شده

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز