دشمنه خانوادمه خودش کمبود محبت داره زیر دست نامادری بزرگ شده تا محبت خانوادمو نسبت بهم ببینه دیوانه میشه مادرم برای بچم اسباب بازی خریده بود شوهرم اونو قایم کرده بود بعداً بندازه دور همه جا رو گشتم میدید میگردم میگف با چشمای خودم دیدم بچه اسباب بازی رو برد خونه مادرت این جمله با چشم خودم منو به شک مینداخت به مامانم گفتم اسباب بازی خونه شماس مامانم میگف خونه من نیس گشتم خونه خودم. پیدا کردم تو جا کفشی قایم کرده بود تو راهرو از اونجا رف بیرون راحت برداره بندازه بیرون. بچه رو هم بیرون میبره از خانوادم بد میگه به پدرم لقب زشت میگه واینو یاد بچه داده بچم میاد میگه بهم وقتی بهش میگم میگه نه تو تهمت زدی شر درست کردی واسم بعد منو میگیره به کتک با همچین فردی چه کنم بدیشو میکنه بد میگه تهمت میزنی شرایط طلاق ندارم