امروز مراسمی بودیم بعد من با یکی از اقوام که حدودا همسن و سالیم داشتیم صحبت میکردیم راجب همه چیز و خب من کلا بهش از اهدافم گفتم و کارهای روزمره و جاهایی که خیلی میرم و کلاسایی که میرم و...
بعد الان از ظهر تاحالا خیلییی پشیمونم که چرا گفتم ، چرا گفتم دوست دارم برم فلان شهر برای زندگی و فلان کار و رشته و...
چرا از روزمره و اونجاهایی که خیلی میرم گفتم ، نکنه اونطور که میخوام آینده نشه و نرم و..
و کلا به کسی نره بگه از حرفام و زندگیم
چون آدمیم که حتی این مسائلی که امروز گفتمو به خانوادمم نگفتم حتی بعد الان نمیدونم چیشد گفتم
حالم خیلییی بده