سلام
حالتون چطوره ؟
بخدا خسته شدم از این وضع نمیدونم باید چیکار کنم
خانوادم یه سالی میشه خونه خودشون دادن اجاره و رفتن خونه مامان بزرگم اینم به خاطر علاقه پدرم به اون خونه اس
شش ب و روز مادرم شده عذاب و حرص و گریه همش داره اذیت میشه
عمه هام و بچه هاش هر روز میان اونجا یه روز نیس که راحت باشن
به هر چی ام دست میزنن به هر چی که دستشون بیان وسایلا را هزار سوراخ قایم کردیم از ترسشون
رابطه مامانم و بابامم خیلی بد شده همش دعوا بابام میگه تقصیر توعه اینقدر پرو شدن. مامانمم میگه چیکار کنم پذیرایی نکنم یه جور اگه ام پذیرایی ام نکنم یه بلا سرم میارن خواهرات حتی شده که وسایلمون سوخته حتی یه کیلو میوه نمیشه بخرن بخورن خیلی وضع بد شده .
من والا این تجربه را نداشتم
اگه راهکاری کمکی دارین دریغ نکین
بخدا مامانم این یه سال اندازه ۵۰ سال پیر شدع زندگیش خیلی داغون شده خواهر شوهراش خیلی دخالت میکنن توی همه چی
از یک طرفمم مامان بزرگم خبرنگاره حرفه ایی یعنی یه اتفاق بیفته به دختراش میگه و میان توی سر مامانم نمیدونم واالا چه کنم .