فوق العاده ست
من دوره پر فراز و نشیبی داشتم
برادرزاده م سرطان گرفت تلاش کردم شهرستان عمل نکنه آوردم پیش خودم شکر خدا درمان شد ولی تا تموم شدن پرسه ش خیلی نگران بودم چون هر چی میشد تقصیر من بود
بعدم دختر دایی که سه سال ازم بزرگتره تو آتیش سوخته و بعد دوهفته فوت کرد خیلی نگران حال دایی و مادرم شدم
نتیجه کنکورم هم اومد که خدا رو شکر قبول شدم
ومشکلات مختلف سرکارمم هست
یعنی یه شایعه های مسخره ای رو برام درست کردن عجیب غریب
چون و او باند کسی نرفتم
دیگه جونم براتون بگه که دو هفته هم از زور خستگی افتادم خونه تازه سرپا شدم