حالا واسه ما چجوری پیش اومده خاله ام و خواهرزده اش تقریبا همسن هستن بعد خاله ام جلوی م ...
عجب😂
اره این خانومه خیلی زن خوبیه همیشه بهم انرژی مثبت میده چه وقتی میرم پیشش چه تو مجازی ولی اینجوری که زنگ بزنه پیگیر باشه نبود حتما این سری خیلی امیرعلی رو مخش رفته بوده😂
بیچاره وقتی موضوع رو فهمید گفت وایی من دیگه چطوری تو روی شوهرت نگاه کنم و اینا😅
من حرکت این خانومه رو دوست داشتم نوردخت من خودم بعضی جاها فهمیدم یه مرد واقعنی داره کاری میکن ...
اخه گفتنشم راحت نیست . ادم تو اون شرایط نمیدونه باید چیکار کنه . این خانومه میگفت من چند شب بود خواب نداشتم هی میگفتم این دختر هنوز شش ماه نشده عروسی کرده…🤦🏻♀️ دیگه ببین تا کجا رفته
یه سوالی دارم هر کدومتون میتونین کمکم کنین❤ من تا الان نماز شب نخوندم جدیدا به دلم افتاده چله نماز ...
سلین جونم خودم که تا حالا نخوندم ولی امیرعلی بعضی شبا میخونه اما چله اینا نمیگیره درباره اون موضوعم فکر نکنم چیزی بدونه که باید چیکار کرد برا همین نمیتونم کمکی کنم🤦🏻♀️❣️
اره بابا معاینه میکنن یعنی من تا حالا کم معاینه نشدم🤦🏻♀️ تازه یبارم سونوی واژینال شدم😖 اون پدرش ...
وای یاسی مجردی خیلی خوبه
اصلا نمیتونم تصور کنم دکتر معاینه ام کنه واااای🤦♀️
و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
عجب😂 اره این خانومه خیلی زن خوبیه همیشه بهم انرژی مثبت میده چه وقتی میرم پیشش چه تو مجازی ول ...
وای یاسی کاش به شوهرت نمیگفتی
من جاش بودم اگه باز امیرعلی رو میدیدم در میرفتم😂
و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁