2789

یه چیزی براتون تعریف کنم ، چند وقت پیش که روز زن بوده امیرعلی میره یه طلافروشی که آشنای من بوده طلافروشیه ازین طلاهای ظریف و اینا که من دوس دارم داره منم از قبل خیلی میرفتم اونجا جوری که یه خانمی که تقریبا صاحب اونجاس دیگه منو میشناسه میدونه اسم من چیه (فقط اسم اصلیم) ، بعد امیرعلی میره میگه برا روز زن یه چیزی میخوام که دوس داشته باشه و خودتون سلیقشو میدونین یه چیزی بدین ، اونم یه طلایی  میده که اول اسم من و امیرعلی روش حک میشه امااا امیرعلی به جای اول اسم اصلیم تو فاکتور مینویسه y بعدم گردنبند اماده میشه و تمام . فردای روز زن دختره بهم زنگ میزنه منم مونده بودم وااا این چرا زنگ زده اصلا سابقه نداشته جواب میدم سلام و احوال پرسی میکنیم دختره هی این پا اون پا میکنه اول پرسید یه سوالی بپرسم؟ شوهرت داداش دوقلو نداره؟ گفتم نه نداره بعد گفت راستی دیروز روز زن بود کادو گرفتی؟ منم گفتم اره عزیزم شما زحمت کشیده بودین خیلی قشنگ بود مرسی و اینا بعد دیدم دختره گفت واییییی همینو بگو چقدر خوشحال شدم چه باری از رو دوشم برداشتی ببینم مگه اول اسم تو …. نیس؟ پس چرا شوهرتy داده؟ و من اون روز این اقا اومدن گفتم شوهر تو هستن بعد که اسما رو تو فاکتور نوشتن و رفتن شک کردم رفتم عکسای پیجت رو دیدم دیدم نه همونه و داشتم دیوونه میشدم که چطور ممکنه و فکرم به جاهای بد رفت و اینا( فکر کرده بوده امیرعلی شوهر منه ولی روز زن برا یکی دیگه کادو گرفته😂😂)

خلاصه که این داداش دوقلو از اون روز مونده رو امیرعلی من هر روز بهش میگم خودتی یا داداش دوقلوت🤣 

 خنده دار و جالب نبود ولی الان انداختمش گردنم یادم اومد گفتم براتون تعریف کنم

راننده تو صبر ایوب داشته چقدررر بنده خدارو اذیت میکردی🤣 چقد ساکت و مظلوم بوده😂برو یه حلالیت ازش ب ...

تو اگه بدونی چقدر منو اذیت کرده حرف حلالیت رو نمیزنی😂

طرف حسابش من بودم باید با من هماهنگ بود 

زنگ میزد به مادرم😂😶

ولی یاسی لجباز نبود بیچاره 

خیلی آدم خوبی بود 

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

یه چیزی براتون تعریف کنم ، چند وقت پیش که روز زن بوده امیرعلی میره یه طلافروشی که آشنای من بوده طلاف ...

واییییی 🤣🤣🤣🤣

یاسی چه پیگیر بوده خانومه 🤦‍♀️

یعنی این کارا فقط از ما خانوما بر میاد که حتی به طرف زنگ بزنیم 

آمار بگیریم 🤦‍♀️🤦‍♀️بیچاره امیرعلی نمیدونسته با یه 

Y گفتنش چه ماجرایی میشه🤣🤣🤣

یه چیزی براتون تعریف کنم ، چند وقت پیش که روز زن بوده امیرعلی میره یه طلافروشی که آشنای من بوده طلاف ...

حالا واسه ما چجوری پیش اومده 

خاله ام و خواهرزده اش تقریبا همسن هستن 

بعد خاله ام جلوی مغازه خواهرزاده اش اونو بوسیده بود و کنار هم راه رفته بودن که پسر خاله ام ببرتش یه مغازه دیگه آشنا کنن 

بعد به شوهر خاله ام گفته بودن فلان پسره راست راست تو خیابون زنتو میبوسه و با هم معلوم نیست کجا رفتن😐🤕

.

.

.

.

یاسی جدا از بحث شوخی چقدر دختره خوب و دوست داشتنی هستش

خیلیا هستن تا یه زن متاهل یا مجرد میبینن کرم میخوان بریزن🤦‍♀️

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
واییییی 🤣🤣🤣🤣 یاسی چه پیگیر بوده خانومه 🤦‍♀️ یعنی این کارا فقط از ما خانوما بر میاد که حتی به ...

من حرکت این خانومه رو دوست داشتم نوردخت 

من خودم بعضی جاها فهمیدم یه مرد واقعنی داره کاری میکنه اما نتونستم برم به زنش بگم🤦‍♀️


و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
حالا واسه ما چجوری پیش اومده  خاله ام و خواهرزده اش تقریبا همسن هستن  بعد خاله ام جلوی م ...


شبیه این که گفتی ما یه پرونده داشتم 

البته شهرستان که بودم 

یه روز پسره میره خونه خالش،که تازه عروس بوده دم در همو می بوسن و میرن تو همسایه زنگ میزنه پلیس که که اینا خونه فساد دارن و زنه مرد آورده خونه شون پلیس ها ریخته بودن تو گرفته بودنشون تا پدر و مادره پسره وشوهره زنه بیان چند ساعت اذیت شده بودن که بابا اینا خاله و خواهرزاده ن 

البته مال بالای ۲۰ ساله پیشه الان این قدر راحت حکم ورود نمیدن

.
نه هرکاری کردم نتونستم خودمو راضی کنم برم پیش زن عمو😖 خدایی کسی هست بره پیش زن عموش برا اینکارا؟😂 ...

وای یاسی خوب کردی

 نریاااااا

چیه پیش فامیل 

معاینه ام میکنن؟😬

ولش کن یه دکتر غریبه خوب بهتره بابا ادم خجالت میکشه یه عمر قرار چشم تو چشم بشه ...

پدرشوهر که به نظر منم  خیلی عجیب بوده

 نگوووو که طبیعی🤐🤐

 باز سزارین باشه ادم میتونه کنار بیاد 😬

یاد خانوم خونه افتادم به جانا  به جای طبیعی میگف نه خیلی  سزارینه....😂

چقدر جاش خالیه 

@khanomekhone2  

کجاااایین؟

شبیه این که گفتی ما یه پرونده داشتم  البته شهرستان که بودم  یه روز پسره میره خونه خالش،ک ...

وای این دیگه خیلی نوبر بود بنظرم 

چقدر پیگیر بودن که چنین کاری رو انجام دادن

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁

یه سوالی دارم هر کدومتون میتونین کمکم کنین❤

من تا الان نماز شب نخوندم جدیدا به دلم افتاده چله نماز شب بخونم 

اما چیزی که ذهنم رو درگیر کرده خانما چند روز در ماه نمیتونن نماز بخونن

اونوقت چجوری میشه چله نماز شب برداشت؟

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
یه چیزی براتون تعریف کنم ، چند وقت پیش که روز زن بوده امیرعلی میره یه طلافروشی که آشنای من بوده طلاف ...

چه خوب که خانمه خواسته خبرت کنه بیچاره چقدر با خودش کلنجار رفته که بهت بگه یا نه بازم خوبه یه خاطره خنده دار براتون مونده😂

و گمان میکنی که پایان است،سپس خداوند همه چیز را درست میکند...🍀
تو اگه بدونی چقدر منو اذیت کرده حرف حلالیت رو نمیزنی😂 طرف حسابش من بودم باید با من هماهنگ بود  ...

اره اینجور که گفتی انگار مرد خوبی بوده ولی این آقاهه رسما میخواد لج منو دربیاره گزارش لحظه به لحظه میده به آقااا بعدم هر کاری میگم اول اجازه رو از آقااا میگیره😑😮‍💨

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز