2821
2789
سلام به روی ماه قشنگت عزیزدلم😍😍🥰🥰 فدات بشم عزیزم🫂🫂 آدمای به یاد موندنی هیچوقت فراموش نمیشن گل ...

ممنونم از محبتتون 💚

این کاربری کلا واگذار شده ، از تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۰ به بعد تاپیکای منه 

سلام عزیز دلم چرا انقدر کم میای؟ امیدوارم سرگرم کارای خوب باشی❤️

والا درگیر کارای دانشگاه و یه موضوعی هستم اگه انشاالله حل شه مجدداً بیشتر آنلاین  میشم  💜

این کاربری کلا واگذار شده ، از تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۰ به بعد تاپیکای منه 

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

سلام به تموم عزیزانی که مدتی بود از حالتون خبر نداشتم 

امیدوارم سرگرم لذتهای شیرین و خوب زندگی باشین 

در کنار خونوادتون همراه با آرامش و آسایش و سلامتی روزگارتون بگذره 🤍🤍🤍🤍

روز زن و مادر رو به تموم شما خانومای عزیز تبریک میگم انشاالله سایتون سالیان سال روی سر عزیزانتون باشه 💚💚💚💚🤗🤗




این کاربری کلا واگذار شده ، از تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۰ به بعد تاپیکای منه 

یاس گل جان عزیزم لطفاً آنلاین شو گویا مدت زمان زیادیه که بی خبر رفتی 💔

من پیام هارو کامل نخوندم 

انشاالله که اتفاق بدی نیفتاده اما اگر پیام ها رو میبینی حداقل یه خبر از خودت به یکی از کاربراکه دوست داری بده 

که در نگرون نشیم عزیزم 💜💜💜


کاشکی یه گروه داخل تل می‌بود که از طریق آیدی عضو می‌شدیم اینطوری از حال هم دیگه بیشتر خبر داشتیم 

و حالمون بد نبود از بی‌خبری 🥺❤️

این کاربری کلا واگذار شده ، از تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۰ به بعد تاپیکای منه 

خانومای عزیز  دوستان خوبم 🥰 امیدوارم حال دل همگی خوب باشه  به خاطر بودن کنارهمه  ...

خوشحال می‌شدیم  اگر آشنایی و در ارتباط بودنتون با ما طولانی مدت تر می‌بود و بیشتر از هم صحبتیتون لذت می‌بردیم 

امیدوارم هر جا که هستید همیشه موفق و تندرست و شاد باشید 

 💚🌹

این کاربری کلا واگذار شده ، از تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۰ به بعد تاپیکای منه 

سلام به همگی مادرا و خانومای عزیز روزتون مبارک باشه❤

البته با یکم تاخیر

من بخاطره درسم زیاد نمیام سایت 

اما واقعا نگران هستم 

کاش یاسی و جانا بیان یه خبر از خودشون بدن 

کاش یه آیدی لااقل داشتم از یکیشون خبر میگرفتم 

امیدوارم که سلامت باشن و شاد 

اما واقعا اگر قرار بود که سایت نیان کاش یه پیام خداحافظی میدادن 

جانا بی خبر رفتن عادت داشت باز دلم آرومتر هست 

اما واسه یاسی خیلی بیشتر نگران شدم الان🤦‍♀️

من درسته خودم متاهل نیستم اما بالاخره درس و دغدغه هام زیاده 

حداقل به اندازه یه پیام تایم آزاد دارم 

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
یاسی کاشکی اگه کلا قرار نیست بیای فقط یک پیام مختصر و کوتاه بدی واقعا نگرانت هستیم 

دقیقا منم همینو میخوام 

هیچ دسترسی هم نداریم که بخوایم باخبر بشیم 

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁

سلام 

راستش نمیدونم از کجا شروع کنم و چجوری بگم با این دست به قلمم خوبه اما اینبار دستام قدرت نوشتن نداره

پارسال بود جانا تاپیک زد و من خیلی اتفاقی اومدم و از عشق یکطرفه ای که ۷ سال بود داشتم و هیچکس حتی مادرمم تا اون موقع خبر نداشت گفتم 

خیلیا کمک کردن به من چه از طریق راهنمایی چه از طریق تسکین دردم و راهکار 

یه سریا شاید هیچ درکی از حسم نداشتن اما به حرفام گوش میدادن 

یکی هم مثل جانا درد من رو کشیده بود و تو بهترین روز یعنی روز قبل عقدش هم کلا صحبت کرد بهم تا قلبم آروم بشه 

من همه راه ها رو امتحان کردم برای فراموشی 

از پاک کردن عکساش گرفته 

خیابونی که مغازه اشون هست نرفتن گرفته و....

کتاب خوندن و درس و سرگرم کردن خودم و....

تونستم احساسم رو تا حدی سرکوب کنم 

اینا برای تا دیروزه 

تا اینکه قرار شد امروز با مادرم بریم خونه دوستش راستش اصلا به دلم نبود 

اما دوستش گفته بود باید بیام و اگر نرم دلخور میشه 

حاظر شدم رفتم 

صبح تومهمونی یه مسئله ای پیش اومد حالم بد شد 

اما به ناچار خم به ابرو نیاوردم تا به مهمونی لطمه نزدم 

تا اینکه دوست مامانم یه دختر کلاس هفتم داره 

یکم خواستم باهاش حرف بزنم حالم بهتر بشه 

ازش پرسیدم از درسات چه خبر

معلماتون کیا هستن(میخواستم بدونم معلمای سابق ما هم هستن یا نه از مدیر مدرسه گفت و من اسمم رو بهش گفتم و بهش گفتم که اسم منو بگه مدیر خیلی منو دوست داره و دانش آموزش بودم تا رابطه اش با دختره خوب بشه)

تا اینکه گفت فلانی دبیرمه و اون خانوم مادر شروین بود کسی که دوستش داشتم 

گفتم آدرینا شاید باورت نشه خیلی با هم صمیمی هستیم 

گفت پس باید بدونی هفته پیش عروسی پسرش بوده💔

این حرفو که زد خشکم زد 

حالم بدتر شد ،دهنم بسته شد ...مادرم فهمید چه خبره 

گفتم نه ازدواج نکرده گفت چرا مادرش چند روز نیومد 

بعد یادم اومد که من چند وقته که پیجشون رو پیگیر نیستم 

راستش همیشه فکر میکردم خبر ازدواجش رو بشنوم اشک میریزم 

اما انگار چشمام خشک شده ،انگار احساسم یخ زده 

نمیتونم بگم چجوری ام 

همش میگم دوست دارم زنشو ببینم 

یعنی از من قشنگتره؟از چه خانواده ایه؟چی کاره اس؟

اون پسر مغرور واقعا عاشق شد 

چجوریه با زنش 

پدر و مادرش خیلی مهربونن حتما خیلی عروسشونو دوست دارن 

خوشبحال زنش که مادرشوهر به این مهربونی داره

دوست دارم ببینم چجوری به زنش نگاه میکنه 

ببین روز دامادیش چجوری شده بوده 

دوست دارم ببینم به هم میان یا نه 🤦‍♀️

تو ذهنم مرور میکنم اولین بار کی دلم لرزید 

تمام ۷ سالو دوست دارم مرور کنم💔

دوست دارم اشک بریزم اما نمیتونم 

شاید من اشکامو ریختم این چند سال و الان وقته تماشا کردنم هست و درد کشیدن 

امشب خیلی به جانا نیاز دارم دوست دارم باهاش حرف بزنم فکر کنم خیلی خوب بتونه منو بفهمه 

بچه ها ببیخشید منو که مینویسم 

شاید اینجوری حالم بهتر بشه 

من خیلی از خودم گفته بودم دوست داشتم از سر آخر عشق یکطرفه ام بگم 

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
سلام  راستش نمیدونم از کجا شروع کنم و چجوری بگم با این دست به قلمم خوبه اما اینبار دستام قدرت ...

عزیزدلم ما تا وقتی توی این دنیاییم محکومیم به زندگی کردن به تحمل کردن ‌. این نیز بگذرد . فقط زمان مرهم دردهاست. من کسی و میشناسم که خودش با دستای خودش یک رابطه قشنگ ه دو طرفه رو تموم کرد . میدونی چرا؟؟ چون برای ازدواج عشق کافی نیست. چون برای زندگی هیچ وقت عشق کافی نیست. وقتی به این پذیرش برسی وقتی به حکمت خدا ایمان بیاری خیلی بهتر میشی سلین . هیچ وقت از خدا ناامید نشو . من مطمئنم که خدا بهترین چیز رو برای تو رقم میزنه . ما واقعا نمیدونیم ما هیچ وقت در لحظه ، حکمت کارهای خدا رو درک نمیکنیم ... من و تو همسنیم عزیزم ، یک چیز رو خواهرانه بهت بگم ، اول بگم که من خیلی خوب درکت میکنم . اما بر اساس چیز هایی که طی چند سال اخیر و مخصوصا چن ماه اخیر داخل زندگیم دیدم ، بهت بگم که هیچ وقت برای ازدواج ، صرفا بر اساس عشق تصمیم نگیر . مهم تر از اون ، خانواده و شبیه بودن خانواده ها از نظر فرهنگی و اجتماعی ه . مهم ذات ه یک پسر ه . مهم شخصیت ه ‌. من جزو اون دسته ادم ها بودم که این رو قبول نداشتم و میگفتم فقط عشق فقط دوست داشتن ، اما الان میگم عاقلانه انتخاب کن و یک عمر عاشقانه زندگی کن ... جدایی از تمام این حرف ها تو از نزدیک با اون پسر در ارتباط نبودی ، تو نمیدونی شخصیت واقعیش چطوره ، فقط از دور دیدیش . از کجا معلوم که آدم عصبی ای نباشه و اختلال نداشته باشه . از کجا معلوم که اونی  باشه که تو داخل مغزت ساختی ... تو فقط عاشق اون آدمی هستی که داخل مغزت ساختی . کسی که به مغزت گنجوندی . تو با آدم توی مغزت رویا پردازی کردی ، زندگی کردی ، بچه دار شدی . پس بدون که واقعی نیست . تنها چیزی هم که میتونه حالت رو خوب کنه اینه که بپذیری و منطقی قکر کنی 

سلام  راستش نمیدونم از کجا شروع کنم و چجوری بگم با این دست به قلمم خوبه اما اینبار دستام قدرت ...

دنیا اونقدر کوتاهه سلین که فرصت غصه خوردن برای عشق یکطرفه رو نداریم . فقط بدون که ادم هایی بودن که بر اساس مصلحت و صلاح شون عشق های دوطرفه ای رو تموم کردن که تمام تلاش شون رو برای ساختن یک زندگی کرده بودن . اما گاهی صلاح در رسیدن نیست . رسیدن میتونه عواقب خیلی بدتری داشته باشه . اونقدر بد که گریه های الان مون در برابرش هیچ باشه. 

یک روز یکی بهم گفت که یک سری از تصمیم ها عواقب ش تا ابد باهامونه . پس باید خیلی حواسمون رو جمع کنیم. ازدواج هم از هموناست . چیزی ه کع فقط منطق در اون جای داره 

عزیزدلم ما تا وقتی توی این دنیاییم محکومیم به زندگی کردن به تحمل کردن ‌. این نیز بگذرد . فقط زمان مر ...

همه اینارو میدونم 

اما قلب بی صاحابم منطق نمیفهمه 

تمام سالا داره مرور میشه واسم 

خیلی سخته خیلی زیاد 

واقعا وجودم درد میکنه 

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
همه اینارو میدونم  اما قلب بی صاحابم منطق نمیفهمه  تمام سالا داره مرور میشه واسم  ...

خوب میشی عزیزدلم . میفهممت . فقط زمان میخوای . دوست من تا چند ماه روی تخت افتاده بود و گریه میکرد . ولی الان دوباره عاشق شد ه ، این بار یک انتخاب درست داره و با  چشم های باز انتخاب کرده . باور کن دیگه هیچچچ حسی به اون ادم هم نداره ، حتی خجالت میکشه بگه ی زمانی اونو دوس داشته .. 

خوب میشی عزیزدلم . میفهممت . فقط زمان میخوای . دوست من تا چند ماه روی تخت افتاده بود و گریه میکرد . ...

امیدوارم زمان حل کنه 

تا الان که فقط درد داشته واسم گذر زمان 

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
سلام  راستش نمیدونم از کجا شروع کنم و چجوری بگم با این دست به قلمم خوبه اما اینبار دستام قدرت ...

وای سلین اشکمو درآوردی دختر😭


کاش گریه کنی،کاش زار بزنی تا خالی بشی...


# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

2824
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

جهیزیه

malakehhh | 4 ساعت پیش
2791
2779
2792