تو زندان امکان ترک مواد مخدر هرویین هست؟؟؟بند زندانیان مهریه با بقیه مجرما فرق میکنه؟؟؟چن وق نگهش میدارن؟؟؟خواهش میکنم جوابم رو بدین.دو دلم میگم نکنه اونجا ترک کنه واس همیشه
خوش بحالت به زندگی عادی برگشتی .من ن با کسی حرف میزنم ن چیزی.سرکار هم فقط مجبورم واس اون میرم
من به زندگی عادی برنگشتم عزیزم،الان باشوهرم دعوام که میشه طلاقموتو سرم میکوبه،برام تو ازدواج دومم عزوسی هم نگرفتن،هیچکی بی مشکل نیست،منم یکیم مثل خودت بخدا،هیچوقت زخمامون خوب نمیشه فقط به دردشون عادت میکنیم
درکت میکنم ،میدونم چه حسی داری،مشاورا برا همینه میگن قبل ازدواج باهم صحبت کنید باهم از آینده صحبت کنید نه چیزای الکی ،شما هم که ازدواجت یهویی شد من داستانتو یادمه،کاش اینطوری نمیشد ولی حالا که شده ماهیو هروقت از آب بگیری تازه ست،اینو بخاطر بچه ت نمیگم،بچه هم بزرگ شه نه همدم میشه نه دلسوز مخصوصا تو این زمونه،برا خودت میگم،چقد میخوای کتک بخوری؟چقد حسرت به دلت بمونه؟حسوذی شوهرای مهربونه مردمو نمیخوری؟من که میخورم،چرا باید با یکی باشی که شوهری نکنه برات؟اصلا به فرضم که تا آخر عمرت مجرد باشی،بهتر از یه آدمیه که زندگیتو تباه کنه و ارزشتو ندونه
برا خودت میگم عزیزم،والا همه به من میگن بچه بیار زندگیت شیرین میشه و از این چرت وپرتا،ولی یادمه همیشه مامانم میگفت تو منو پیر کردی،غصه تو منو مریض کرد،هر زنی رو هم میبینم بعد زایمان کلی مریضی گرفته،اوایل دلم بچه میخواست شوهرم نخواست الان راضیه اما من حوصله ندارم،بخاطر بچه ت با زندگیت بازی نکن،والا جای تو بودم میدادم دست خودشون میرفتم پی زندگیم،اگه قرار باشه پس فردا که بزرگ شد بهت تهمت بزنه وچیزی بگه وتورومقصر بدونه بهتر که بره پیش خودشون و توبشی آدم بده،الان بچه س شیرینه و دلت براش میسوزه پس فردا بزرگ میشن عشق ومحبت حالیشون نمیشه،الان همهدچی شده پول ،یکم به بچه کم رسیدگی کنی میگه تو بدترین والد دنیایی،میدونم دوسش داری اما اگه بخاطر بچه ته خودتو بیشتر از این عذاب نده،شوهرتم هرگزترکنمیکنه،اینجا فقط تویی که داری عذاب میکشی،نه بچه نه شوهر،نه خانواده،همه به فکر خودشونن،فقط خودت به خودت کمک کن،سخته خیلیم سخته ،ممکنه کلا خودتو ببازی خیلی ضعیف شی اما فقط خودت میتونی به داد خودت برسی
اینجاهم هرکی یچی به آدممیگه،بیشتر از تجربیات کسایی استفاده کن که خودشون مشابه توبودن تو زندگی،بقیه دردتو نمیفهمن ،هرکیمیاد یه نظری میده،یکی میگه برگرد یکی میگه دعا کن،هیچکینمیفهمه دردتو،خوب فکراتو بکن،یه بار برا همیشه،منم نامزدمو دوست داشتم جدایی برام سخت بود،حتی در حین طلاق خواستم برگردم بهش،حتی باهاش گاهی حرف میزدم،اما دیدم نمیشه،جلو من به زنای دیگه نگاه میکرد بدم نگاه میکرد،یا پیش من بود با اونیکی خطاش دوس دخترای دیگه داشت،اوضاعی بود اصلا،۱۰سال از جداییم میگذره چند سالی هم هست ازدواج مجدد کردم به هیچ عنوان عوض نشده و هنوزم مجرده،هنوزکاراشو کنار نذاشته میخوای شوهرت بیاد ترککنه؟اینا عادت دارندبه کاراشون ،آدما هیچوقت عوض نمیشن متاسفانه
واقعا حرفات خیلی ارومم کرد و خوب بود.الان از زندان زنگ زده اینقد ترسیدم دستام میلرزه الان.اصلا حالم ...
تا وقتی باهاش در ازتباطی قراره بترسی ،بعد اینکه هرچی رشته س بینتون از بین بره دیگه از هیچیش نمیترسی،واقعا ارزش داره با کسی باشی که وقتی زنگمیزنه استرس بگیری؟دونفر کنار هم باید به آرامش برسن نه ترس،دیگه خودت باید به خودت کمک کنی،گفتن من وامثالمنفقط یکم آرومت میکنه،ماها همیشه توزندگیت نیستیم که،باید عزت نفستوحفظ کنی و یکبار برای همیشه از شر همچین آدمی خلاص شی،خودتونجات بده چون هیچکی تودنیا قرار نیست برات دل بسوزونه،حتی خانواده ت.امیدوارم بتونی به خودت کمککنی