2789
عنوان

طلاق

| مشاهده متن کامل بحث + 435 بازدید | 27 پست
ببخشدعزیزم شما تجربه مشابه دارین؟؟؟چیکار کنم فراموشم بشم ؟؟بوی عطر خیابون روز شب همه چی منو یاد اون ...

من بدترشو‌داشتم،نامزد من معتاد نبود،خیانت میکرد ،جدا شدم ،ازدواج مجدد کردم الان،آره خیلی سخت بود،همش گریه میکردم،منم حساسم خیلی،اوایل خیلی اذیت شدم،دارو میخوردم،بعد کامل فراموش کردم،حتی خوشحالم که باهاش ادامه ندادم

من بدترشو‌داشتم،نامزد من معتاد نبود،خیانت میکرد ،جدا شدم ،ازدواج مجدد کردم الان،آره خیلی سخت بود،همش ...

خوش بحالت به زندگی عادی برگشتی .من ن با کسی حرف میزنم ن چیزی.سرکار هم فقط مجبورم واس اون میرم

دخترم تنها بهونه زندگیم

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



ببخشدعزیزم شما تجربه مشابه دارین؟؟؟چیکار کنم فراموشم بشم ؟؟بوی عطر خیابون روز شب همه چی منو یاد اون ...

میدونم داستانتو اونروزی خوندم ،آخه پدرو مادرشم‌حمایتت نمیکنن ایراد بچه شونو‌نمیبینن،پس دیگه چی موند این وسط؟چرا داری برای کسایی حس بد میگیری که نمیخوانت حتی؟

میدونم داستانتو اونروزی خوندم ،آخه پدرو مادرشم‌حمایتت نمیکنن ایراد بچه شونو‌نمیبینن،پس دیگه چی موند ...

هیچی یه مادر افسرده بی حوصله

دخترم تنها بهونه زندگیم
خوش بحالت به زندگی عادی برگشتی .من ن با کسی حرف میزنم ن چیزی.سرکار هم فقط مجبورم واس اون میرم

من به زندگی عادی برنگشتم عزیزم،الان باشوهرم دعوام که میشه طلاقمو‌تو سرم میکوبه،برام تو ازدواج دومم عزوسی هم نگرفتن،هیچکی بی مشکل نیست،منم یکیم مثل خودت بخدا،هیچوقت زخمامون خوب نمیشه فقط به دردشون عادت میکنیم

هیچی یه مادر افسرده بی حوصله

درکت میکنم ،میدونم چه حسی داری،مشاورا برا همینه میگن قبل ازدواج باهم صحبت کنید باهم از آینده صحبت کنید نه چیزای الکی ،شما هم که ازدواجت یهویی شد من داستانتو یادمه،کاش اینطوری نمیشد ولی حالا که شده ماهیو هروقت از آب بگیری تازه ست،اینو بخاطر بچه ت نمیگم،بچه هم بزرگ شه نه همدم میشه نه دلسوز مخصوصا تو این زمونه،برا خودت میگم،چقد میخوای کتک بخوری؟چقد حسرت به دلت بمونه؟حسوذی شوهرای مهربونه مردمو نمیخوری؟من که میخورم،چرا باید با یکی باشی که شوهری نکنه برات؟اصلا به فرضم که تا آخر عمرت مجرد باشی،بهتر از یه آدمیه که زندگیتو تباه کنه و ارزشتو ندونه

بچه داری از شوهر اولت

برا خودت میگم عزیزم،والا همه به من میگن بچه بیار زندگیت شیرین میشه و از این چرت و‌پرتا،ولی یادمه همیشه مامانم میگفت تو منو پیر کردی،غصه تو منو مریض کرد،هر زنی رو هم میبینم بعد زایمان کلی مریضی گرفته،اوایل دلم بچه میخواست شوهرم نخواست الان راضیه اما من حوصله ندارم،بخاطر بچه ت با زندگیت بازی نکن،والا جای تو بودم میدادم دست خودشون میرفتم پی زندگیم،اگه قرار باشه پس فردا که بزرگ شد بهت تهمت بزنه و‌چیزی بگه و‌تورو‌مقصر بدونه بهتر که بره پیش خودشون و تو‌بشی آدم بده،الان بچه س شیرینه و دلت براش میسوزه پس فردا بزرگ میشن عشق و‌محبت حالیشون نمیشه،الان همهدچی شده پول ،یکم به بچه کم رسیدگی کنی میگه تو‌ بدترین والد دنیایی،میدونم دوسش داری اما اگه بخاطر بچه ته خودتو بیشتر از این عذاب نده،شوهرتم هرگز‌ترک‌نمیکنه،اینجا فقط تویی که داری عذاب میکشی،نه بچه نه شوهر،نه خانواده،همه به فکر خودشونن،فقط خودت به خودت کمک کن،سخته خیلیم سخته ،ممکنه کلا خودتو ببازی خیلی ضعیف شی اما فقط خودت میتونی به داد خودت برسی

بچه داری از شوهر اولت

اینجاهم هرکی یچی به آدم‌میگه،بیشتر از تجربیات کسایی استفاده کن که خودشون مشابه تو‌بودن تو زندگی،بقیه دردتو نمیفهمن ،هرکی‌میاد یه نظری میده،یکی میگه برگرد یکی میگه دعا کن،هیچکی‌نمیفهمه دردتو،خوب فکراتو بکن،یه بار برا همیشه،منم نامزدمو دوست داشتم جدایی برام سخت بود،حتی در حین طلاق خواستم برگردم بهش،حتی باهاش گاهی حرف میزدم،اما دیدم نمیشه،جلو من به زنای دیگه نگاه میکرد بدم نگاه میکرد،یا پیش من بود با اونیکی خطاش دوس دخترای دیگه داشت،اوضاعی بود اصلا،۱۰سال از جداییم میگذره چند سالی هم هست ازدواج مجدد کردم به هیچ عنوان عوض نشده و هنوزم مجرده،هنوز‌کاراشو کنار نذاشته میخوای شوهرت بیاد ترک‌کنه؟اینا عادت دارندبه کاراشون ،آدما هیچوقت عوض نمیشن متاسفانه

اینجاهم هرکی یچی به آدم‌میگه،بیشتر از تجربیات کسایی استفاده کن که خودشون مشابه تو‌بودن تو زندگی،بقیه ...

واقعا حرفات خیلی ارومم کرد و خوب بود.الان از زندان زنگ زده اینقد ترسیدم دستام میلرزه الان.اصلا حالم روحیم افتضاحه

دخترم تنها بهونه زندگیم
واقعا حرفات خیلی ارومم کرد و خوب بود.الان از زندان زنگ زده اینقد ترسیدم دستام میلرزه الان.اصلا حالم ...

تا وقتی باهاش در ازتباطی قراره بترسی ،بعد اینکه هر‌چی رشته س بینتون از بین بره دیگه از هیچیش نمیترسی،واقعا ارزش داره با کسی باشی که وقتی زنگ‌میزنه استرس بگیری؟دونفر کنار هم باید به آرامش برسن نه ترس،دیگه خودت باید به خودت کمک کنی،گفتن من و‌امثال‌من‌فقط یکم آرومت میکنه،ماها همیشه توزندگیت نیستیم که،باید عزت نفستو‌حفظ کنی و یکبار برای همیشه از شر همچین آدمی خلاص شی،خودتو‌نجات بده چون هیچکی تو‌دنیا قرار نیست برات دل بسوزونه،حتی خانواده ت.امیدوارم بتونی به خودت کمک‌کنی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز