سلام عزیزم.من اینجور بودم خیلی هم افتضاح بود اوضاعم...باید خودت به خودت کمک کنی و ذکر بخونی و به خدا بیشتر نزدیک بشی تا خوب بشی..چون این شیطانه که میخواد اذیتت کنه
عزیزم منم بخدا خیلی ناجور بودم طوری بود که برام واقعی شده بودن...من در مورد بچم بود...وقتی رو چیزی خیلی حساس باشی شیطان لعنتی اونو نقطه ضعفت میخواد اذیتت کنه...آنقدر میاره تو ذهنت انگار واقعی شدن...منم خدا کمک کرد...نماز بخون. آیت الکرسی و ذکر افوض امری الی الله آن الله بصیر العباد رو زیاد بگو
عزیزم منم بخدا خیلی ناجور بودم طوری بود که برام واقعی شده بودن...من در مورد بچم بود...وقتی رو چیزی خ ...
عزیزم من نماز میخوندم ی مدتی..از ی مدتی ب بعد کنار گزاشتمش..از اون موقع من خیلی مریض میشم..اصن آب تو گوش من نمیرفت دیروز رفتم استخر رفته تو گوشم پدرمو در آورده..اصن ی مریضیای عجیب غریب..از خدا خیلی دور شدم..نمیدونم اینا تلنگره یا خدا ازم ناراحته چوننمازو بهش قول داده یودم
من طوری بودم که از تنهایی می ترسیدم...همش به مامانم پناه میوردم....به شوهرم میگفتم میگفت دیوونه ای..اصلا کمکم نمیکرد...هیچکس جز خودتو خدا نمیتونه کمکت کنه....بزار یه چیز بهت بگم به اون عمل کن...هر وقت فکرای بد میاد سراغت بگو اگه میتونی آسیب بزن...بگو برام مهم نیست..ترانه بزار شاد باش..خودتو مشغول کن...با شیطان بجنگ