منم ی جوک از زندگی خودمون بگم
با عموم رفته بودیم بیرون من دستمو دور ارنجش گذاشته بودم
بعد چشامو بستم گفتم عمو حواست باشه نخورم ب تیربرق
گفت باشه
یکم رفتیم جلو یهو پام گیر کرد ب سرعت گیر
چشامو وا کردم گفتم عمو مگه نگفتم حواست باشه
گفت تو فقط گفتی تیر برق!!!!