2777
2789
عنوان

کات کردم

| مشاهده متن کامل بحث + 369 بازدید | 45 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

این یعنی باهاش راحت بوده  ک بهش گفته کار دارم  الان من ب شوهرم بگم بریم بیرون اون بگه نه ...

اگه دقت کنی پسره خودش گفت بریم بیرون و اخلاقای بد دیگه ای هم از جلمه خبرچین و مامانی بودن داره

عمرا بتونی با همچین مردی زندگی کنی اسی اگ باهاش ازدواج کنه تو زندگی دچار مشکل بشه میای طرفداری پسره رو کنی؟ 

منم ۳۰ سالمه، در کل سن ما برای اینکه وقتمون رو پای کشی الکی بذاریم مناسب نیست، خواستگار خواست بیاد ب ...

یعنی داری بهش میگی که بین کسی که دوسش  داره و کسی که دوسش نداره دومی رو انتخاب کنه؟ پس تکلیف دلش که گیره چی میشه ۴ سال یه عمره

عزیزم من بهش نگفتم ک بریم. خیلی موقع ها شده ک اره گفتم بریم اون گفته سرم شلوغه. ولی اینبار خودش اصرا ...

خب اون یعنی دلش براش تنگ شده بود ک هی اصرار داشت ک برین بیرون شاید ی کار یهویی براش پیش اومده شما دیگ چهار ساله باهمین این حرفارو نباید داشته باشین 

اکانت قبلیم تعلیق شد😑زن ممدم🧸 مامان دوقلوها
عزیزم این چیزی نبود ک بخاطرش بلاک کنی معلومه دوسش داری خب چهار سال کم نیس نباید بلاکش میکردی شاید بن ...

یجوری حرف زد انگار ک من مزاحمم یا من گفتم الا و بلا باید بریم ناهار. لحنش بد بود . اگه میگفت ببخش یه کار پیش اومد واقعا ناراحت نمیشدم. اما با خنده گفت فردا بریم ناهار پس کارام‌چی میشه

اگه دقت کنی پسره خودش گفت بریم بیرون و اخلاقای بد دیگه ای هم از جلمه خبرچین و مامانی بودن داره عمرا ...

من خبر چینیو مامانی بودنو نخوندم چون تو تاپیک ننوشت من فقط در مورد بیرون رفتنشون نظر دادم 

اکانت قبلیم تعلیق شد😑زن ممدم🧸 مامان دوقلوها
نه از دوستی خودشم رابطه طولانی ۴ ساله مگه ازدواج درمیاد؟ شاید پسره زده شده یا عاشق کسی دیگه شده دختر ...

زدی تو خال

حـٰالِ مـَـن خــوب است... امـّا تــو بٰاور نَکـن...
خب اون یعنی دلش براش تنگ شده بود ک هی اصرار داشت ک برین بیرون شاید ی کار یهویی براش پیش اومده شما دی ...

یجوری حرف زد انگار ک من مزاحمم یا من گفتم الا و بلا باید بریم ناهار. لحنش بد بود . اگه میگفت ببخش یه کار پیش اومد واقعا ناراحت نمیشدم. اما با خنده گفت فردا بریم ناهار پس کارام‌چی میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز