2777
2789

بچه ها ی مشکلی پیش اومده مرجان تموم شده بوده و چون من نت نداشتم عقب مونده نویسنده گفته بود دوتا به مرجان پاک میکنه و چون من نت نداشتم پاک شده بوده اما به نویسنده پیام دادم ببینم چی میشه

آشنا زخم میزد و غریبه مرحم میشد .
بچه ها ی مشکلی پیش اومده مرجان تموم شده بوده و چون من نت نداشتم عقب مونده نویسنده گفته بود دوتا به م ...

چی؟🤕

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

۳۷۳

قباد دستشو روی دهن و بینی ام گزاشت تا فقط چشم هام پیدا بشه ...

دقیق نگاه کرد و گفت " نمیدونم چرا نتونستم تشخیصت بدم که تو همون بودی ...

_ شاید چون هر بار منو میدیدی ...

دستشومحکمتر فشرد و حرفمو قطع کرد و گفت : چون هر بار میدیدمت چشم هام کم سومیشد ...

چون تمام منو از خودت پر کرده بودی ...

سرشوتو گردنم فرو برد و مثل گذشته ها بوسه هاش تنمو داغ میکرد ...

لبهاشوروی گوشم گزاشت نفس هاش به گوشم میخورد و گفت : چه قسمت قشنگی بودی ...

از کنار پنجره منو با خودش به سمت تخت برد ...

اخم کردم و گفتم : زشته پیرمرد نوه هات تو حیاطن امروز فردا نتیجه اتم بدنیا میاد ...

چشم هاش قرمز شده بود کامل روم خیمه زده بود .....

به یاد گذشت ها قلقلکم میداد و صدای خندهام اتاق رو که هیچ عمارت روپر میکرد ...

دستمو لای دندون هام فشردم و مانع خندهام شدم‌...

_ قباد زشته ...موهامو نوازش کرد و گفت : دوست داشتنت یا عاشقت بودن زشته ...؟ 

بالاخره برگشتیم پیش بقیه تو حیاط ..

هلما شکمش یکم برجسته شده بود و یه دختر توش داشت رشد میکرد ...ولی نوه طلا پسر بود ...بهار هزار و چهارصد و یک ...

بشقاب های گوجه سبز تو دست ها میجرخید و با اومدن بساط اش خاله دلم ضعف رفت ...پر بود از گردو و پیاز داغ و نعنا داغ مثل همیشه ...قباد چند قاشق بیشتر نمیخورد ...سنگینی نگاهشو حس میکردم ...

بهم خیره بود ...

موهامو از رو عمد پشت گوشم زد بازم روسری سر نکرده بودم ...

از دور نگاهم میکرد ...

میتونستم از نگاهاش حزف دلشو بخونم ...

میگفت : دیدی گذشت ...دیدی گفتی یهو ده سال ...یهو بیست سال ...یهو چهل سال گذشت‌..

دیدی دیگه هیچ چیزی نتوتست از من بگیردت ...دیدی دنیا اونقدر هم ظالم نبود ...

با نگاهم بهش گفتم : اره گذشت ...

اینا ثمره های همون عشق منن ...پسرا دخترم ...اینا مهر عاشقی من بودن ...

سرشو پایین انداخت ریز خندید و دوباره نگاهم کرد ولی اینبار با صدا و محکم‌ برای اولین بار جلوی همه ...گفت : دوستت دارم ...

دهنم باز موند اما چشم هام میخندید ...و با بغض گفتم : من بیشتر دوستت دارم ...

پایان ....

💚💚💚

آشنا زخم میزد و غریبه مرحم میشد .
بچه ها اخر این داستان عاشقانه و واقعی چطور بود

آخی خیلی زیبا و احساسی🫠🫠😍🥰

عالی بود دمت گرم اسی🥺

باورم نمیشه که تموم شد😭

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                
آخی خیلی زیبا و احساسی🫠🫠😍🥰 عالی بود دمت گرم اسی🥺 باورم نمیشه که تموم شد😭

من خودمم باورم نمیشه تموم شد دلم میخاد گریع کنم خیلی احساسی تموم شد

آشنا زخم میزد و غریبه مرحم میشد .
من خودمم باورم نمیشه تموم شد دلم میخاد گریع کنم خیلی احساسی تموم شد

اره واقعا🥲🥲

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                

@ویانا245  

این رمان تموم شده عالیه👌

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                

@0015  

این رمان رو بخون معرکه اس

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                

@ماندانا_هسدم  

این مرجان و قباد هست عزیزم فوق العاده عالی👌

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

انواع تعلیق

عجله2 | 11 ثانیه پیش

تایپک ها

fatehghalbam | 17 ثانیه پیش
2791
2779
2792