دوستم وضع مالیش خوبه ولی تو بچگی پدرشو از دست داده و مادرشم بیشتر درگیر خودشه و کلا آدم تنهاییه
حدود دو ماه با ی مردی که ۳۰ سال از خودش بزرگتره و وضع مالیش خیلی اوکیه دوست بوده ولی مرده یهو گفته نمیخوام و خلاصه با دعوا اینو از خودش رونده
دوستاشو فرستاده پی وی طرف ولی اون همه رو بلاک کرده، حتا دوستای مرده هم جوابشو ندادن پیش فالگیر و دعانویسم رفته ولی خب طرف برنمیگرده
از اون موقع دهن منو سرویس کرده ک همه با ی بار صحبت میفهمن من چقدر با کمالات و خوبم این چطور نفهمید و منو نخواست😩
بعد از کلی نصیحت که هیچکدومو گوش نداد، بهش اصلا نخواست وارد رابطه بشه، ولش کن زد زیر گریه که تو با حرفت دل منو به درد میاری
باز زنگ زده میگه اون آدم غمگینی بود من میخواستم بهش کمک کنم چون خودم محبت ندیدم دلم میخواد به همه کمک کنم اعصابم خورد شد گفتم آخه به زورم مگه میشه کمک کرد خب نمیخواد کمکش کنی بازم گریه کرد که تو حال منو بد میکنی با حرفات
کار من اشتباهه واقعا؟ با این آدم باید چ رفتاری کنم آخه؟ از بس ماجرا رو برام تعریف کرده ک دیالوگای جفتشونو حفظم