2777
2789
نمی تونم درک‌کنم

باید تجربه ش کنین که درک بشه 

فکر کنین یه آدم دیگه داره دقیقا حال شما رو توصیف می‌کنه جوری که انگار داری داستان زندگی خودتو میخونی حس خوبیه نمی‌دونم چجوری بگم 

فقط این نیست به جز زندگی خودت جای هزار تا آدم دیگه هم زندگی میکنی کلی تجربه و اتفاق جدید 

بهترین سرگرمیه نیست ؟!

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

دنبال جایگزین نیستم ادم وابسته ای نیستم ولی خیلی دوسش دارم خیلی 

راستش اولش همینه 

ولی به مرور کلا همه چی تغییر می‌کنه 

مخصوصا اگه به باور برسی اون آدمی که تو ذهنت ساختی نبوده 

کاش خدا حرف دل منم مث تو بشنوه عزیزم 🙃

قربونت حالا این همه چیزایی دیگه گفتم هنوز هیچی به هیچی🤣🤣🤣🤣

این دومورد بنظرم شاید زمانشون رسیده بود که اجابت بشن

و اینکه من بعد مورد اول که از دلم‌ فقط گذشت...و اجابت شد سریع.میترسم‌حرفی نظری نیتی کنم😅

دقیقا انگار مرغ آمین منتظر بود‌.بعداون دیگه کلا نظر منفی نمیدم‌خیر نیت میکنم😆

خدایاااا کمکم کن زندگی آیندم رو به خوبی بسازم

آره یک حرفی زد که دلم و شکست همیشه باهام سرد بود  الآنم قلبم مریض شد  وقتی این حرفارو زد ...

پیش روانشناس میرم عزیزم 

راستش منو اون ک باهم مشکلی نداشتیم ی روز تو کل زندگیم نیس ک کمتر از ده بار ابراز علاقه نکرده باشیم بهم مشکلمون حل نشدنیه انگار تو برزخیم هرجفتمون راه نجات نبود جز جداییمون کاش همچی درست شه 

پیش روانشناس میرم عزیزم  راستش منو اون ک باهم مشکلی نداشتیم ی روز تو کل زندگیم نیس ک کمتر از د ...

من که مشکلتون و نمی‌دونم اما به هرحال روانشناس واقعا حال آدم و خوب می‌کنه 

کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

کاش خدا ی نگاهیم ب من بندازه 

۱۲سال پیش بابت یه موضوعی خیلی ناراحت بودم.موضوعم مثل شما بود...و اینکه اون‌ادم‌اصلا بدردنمیخور‌‌د.قبلشم‌میدونستم اماخب خیلی گیرداد.ومتاسفانه وابستگی پیش اومد

به دلایلی کات شد۲سال گریه میکردم برای چیزی که میدونستم‌ارزش ندارهو اصلا از اول نخواستمش

یه شب نمیدونم شب شهادت کدوم‌امام‌بود‌رفتم‌مسجد دانشگاه‌دلم‌گرفته بود انقدد گریه کردم انقدد گریه کردم‌از ته دلماااا و خواستم دلمو‌اروم کنه...خدایییی وقتی اومدم‌بیرون دیگه مثل قبل گریه نکردم.گاهی دلم‌میگرفت خب طبیعی بود...اما مثل قبل نه

بنظرمن چیزی که از ته دل باشه واگه زمانشم رسیده باسه بی شک اجابت میشه...

خدایاااا کمکم کن زندگی آیندم رو به خوبی بسازم

ولی ب نظرم دلت خیلی پاک بوده ک گرفتارش نشدی 

نمیدونم.بنظرم‌هرچیزی ازدل بگذره خدااا قطعا میشنوه 

بله اخه کلا اشنایی ما یه هفته هم نشد.‌.دوسه روز بعد یه چتی کردیم‌یه چیزایی گفت شک کردم...که ادم‌مناسبی هست یانه.‌.البته مطمین بودم اما دیدی گاهی دلت وعقلت انگار میگه نه زوده تصمیم‌نگیر اونطوری‌‌اما‌بعد اون‌دردودل که گفتم‌خدایا شکرت ادمای بدو اززندگیم دورمیکنی اخه روی انتخاب ایشون دودل بودم واقعا که اینطور نیت کردم...دقیقا عصرش چت کرد و چیزی گفت که مطمین شدم‌بدردمن که هیج‌بدرد بقیه دخترا هم‌نمیخوره

نه فکرکنی ظاهری تحصیلی مالی و....نه اخلاقی منظورم بود‌‌وگرنه‌مهربون بود

خدایاااا کمکم کن زندگی آیندم رو به خوبی بسازم

۱۲سال پیش بابت یه موضوعی خیلی ناراحت بودم.موضوعم مثل شما بود...و اینکه اون‌ادم‌اصلا بدردنمیخور‌‌د.قب ...

پس از ته دلم میخوام خوشبخت بشه بدون من همیشه شادی تو زندگیش باشه همه بدبختایی ک با من تجربه کرد دیگ تجربه نکنه از ته دلم میخوام ی ادمی مث خودش که خیلی خوش قلبه گیرش بیاد و دیگه گیر ادمایی مث من نیوفته از ته دلمم میخام دلم آروم بشه و یه روز ب جایی برسم که به اینکه تو گذشتم بوده افتخار کنم🙂

پس از ته دلم میخوام خوشبخت بشه بدون من همیشه شادی تو زندگیش باشه همه بدبختایی ک با من تجربه کرد دیگ ...

عزیزم شماکه مشخص دوسش داری‌

من‌میگم آمین و انشاءالله کنار هم‌باشید

پس مشکلتون چی بود

خدایاااا کمکم کن زندگی آیندم رو به خوبی بسازم

عزیزم شماکه مشخص دوسش داری‌ من‌میگم آمین و انشاءالله کنار هم‌باشید پس مشکلتون چی بود

 تنها نقطه مشترکمون علاقش بهم بود راستش من اصن دوسش نداشتم ولی انقد صبوری کرد انقد فداکاری کرد منم معنی دوست داشتن فهمیدم باهاش 

مشکلمون زیاد 

من نتونستم مثل اون یه ادم ساده و خوشقلب باشم ولی خوشقلبی یاد گرفتم 

نتونستم بااختلاف فرهنگبمون کنار بیام نتونستم بااموقعیت اجتماعی و مالیش کنار بیام 

از همه مهم تر نتونستم از پدر مادرم بگذرم همش اینکه بابام اوفتاده بود ب پام التماسش میکرد ولش کنم چون بهمون نمخوره اشکای پدرمادرم میاد جلو چشم 

تو برزخ گیر کردم بدجوری

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز