دوستان میدونم تاپیک های گذشته از سر داستان و تصورات ذهنی بود اکثرشون ولی این جدی لطفاً نظر بدین چون همتون تقریبا دور از جون سابقشو داشتین...
پدر بزرگم حدود ۸۷ سالشه دوساله اذیت شده الان حدود یک ساله به مادر بزرگم شک داره میگه تو میخوای با سم و دوا منو بکشی تا حالا ۳ سکته داشته ولی نمرده قلبش خیلی خیلی خیلی ضعیفه دو سه روزه داره هذیون میگه مثلاً امروز یکساعت در حال گشتن دنبال چیزی بود گفتم چته گفت آب ابشارو قطع کن منم گفتم باشه تا دوباره رفت تو تختش به زور نفس میکشم چند ماهه روزی یک وعده اونم کم غذا میخوره آیا آخرتی عمرشه؟😭