امشب از سرکار اومدم و خسته و کوفته نشستم رو مبل و مادرم برام یه آب میوه اورد و ازش تشکر کردم
رفتارای مامانم خیلی عجیب شده بود
صحبت کوتاهی داشتیم و منم رفتم طبقه بالا تا بخوابم
داشتم سعی میکردم خوابم ببره تا اینکه یادم افتاد من مادرم دو ساله که فوت کرده!