اصل کاری جادس
من از جاده شروع کردم
باورت میشه تو جاده من میروندم به شهر ک میرسیدیم پیاده میشدم میدادم ب شوهرم
تا حدود دو سال پیش تو شهر اصلا نمیتونستم برم
تا اینکه ی روز دلو زدم ب دریا و رفتم تو تنگ تریم و شلوغ ترین خیابون شهر
اول از یک کوچه تنگ رد شدم و پیچیدم سمت راست ( یه حالت L مانند بود ) کوچه تنگ منم ناااشی یهو گفت قییییژژژژ
پیاده شدم دیدم ی خط گنده افتاده رو در عقب سمت راست
دیگه شش بار جلو عقب کردم خدا خدا از اوجا در اومدم
جلوتر رفتم تو پارکینگ اونجا هم جا نیود دیگه ب گه خوردن افتاده بودم گفتم ولش کن دنده عقب میگیرم میام بیرون یهو گفت گوووووپ ، مسئول پارکینگ گفت خااااااااانم چکار میکنی زدی ب ماشین عقبی
گفتم اقا فقط بگو از کجا برم بیرون از این خراب شده😂😂😂😂😂😂😂😂😂 داشت گریم میگرفت که به یک بدبختی دور زدم اومدم بیرون
دیگه ب غلط کردن افتادم تا دو ماه اون سمتا نرفتم 😂😂😂😂😂 ولی کم کم ترسش کم شد بعد از اون دو ماه دیگه قشنگگگگ همه جای شهرو رفتم
همون روز باعث شد که به ترسم غلبه کنم ، رانندگی تو شهرو مدیون همون روزم
اسی تو هم فقط یک جا یاد میگیری ( وقتی توی جای شلوغ گیر کردی ماشین پشت سریت بوق میزنه و تو حسابی هول کردی و همون لحظه ماشین خاموش میشه و یک صف گنده پشت سرت ب وجود میاد ) اونجا چون اوج استرس هست فقط کافیه یک بار تجربه کنی دیگه نمیترسی