اخی
انشالله عزیزم
یاد خودم افتادم
وقتی فهمیدم چشمام ضعیفه دوازده سالم بود سه روز گریه کردم
دفعه اولی ک عینک زدم پسر همسایمون تا منو دید پقی زد زیر خنده صورتش از خنده سرخ شد
با عینک درس خوندم دانشگاه قبول شدم با عینک لیسانس گرفتم با عینک ازدواج کردم با عینک فوق گرفتم با عینک مادر شدم
هنوزم عینکی ام شاید سال دیگه عمل کنم اصلا برام دیگه مهم نیست
ولی عینک هیچ مانعی برای اهدافم نشد
غصه ی چیزی که با پول حل میشه نخور