منم بهش گفتم امروز
بخدا منم دارم ۸۰ درصد عادت های اون رو پیدا میکنم
مامانم ۲۴ ساعته هی خاطرات بد گذشته رو مرور میکنه
یا مثلا سر یه چیزی ک هیچ ارزشی نداره یک ساعت سر بابام غر میزنه جنگ راه میندازه
منم با نامزد سابقم دقیقا همین کارارو میکردم
مامانم همیشه خدا اخم میکنه
منم هی عادت کردم به نامزدم اخم کنم اون دیگ یه بار اومد گفت یاد بگیر لبخند بزنی