پدرمادرم در حقم کوتاهی کردن اصلا بفکر بچه شون نبودن و نیستن من اصلا زندگی نکردم مجردی بدی داشتم
ازدواجمم با کسی که دوسش داشتم بود ولی خیری ندیدم
همه از سواستفاده کردن و میکنن ازدواجم که کردم به همه سواری دادم عین یه الاغ از شوهر گرفته تا مادرشوهر
حالم خیلی بده یکی بهم میگه تو سریع اشکم درمیاد حس میکنم خیلی تنهام