احساس پوچی و بی کفایتی میکنم. احساس میکنم بی مصرفم. کل عمرم درس و کتاب خوندم مطالعه کردم. الان بیکارم و یه زن خونه دار شدم خیر سرم . من یه سال عمدا کنکور ارشد نرفتم که هم فرصت بشه بیشتر بخونم همم شاید بتونم مهاجرت کنم . اونم نه جای خیلی دور . ولی خب پدرم یه روز آب پاکی رو ریخت و گفت که اصلا امکان نداره مهاجرت کنی و فکرشو از سرت بیرون کن ... سال بعدش رفتم ارشد بعدش پدرم فوت کرد بعدش شوهر کردم. شوهرمم نذاشت ادامه تحصیل بدم . ولی الان همه هم کلاسی های تجدیدی و تنبل مهاجرت کردن و من دارم افسرده میشم. شایدم شدم...