چن روزه دخترمو میبرم پارکینگ با بچه های همسایه بازی میکنن دوچرخه سواری، دخترم3/5سالشه
اونا بزرگشون 5سالشه
همش وایمیسادم حالم خوب نبود گفتم بیام خونه ده دقیقه بعد میام پیشتون ب پسر بزرگه گفتم حواستون ب هم باشه
دختر من هنوز درست حرف نمیزنه.. رفتم خونه ده مین پسر کوچیکه رفته بود خونشون مامانش داشت از طبقه بالا صدای پسر بزرگه میزد ک بیاد خونه
یهو تا رفتم دیدم دخترم کنار دوچرخس اونم دست انداخته دور شکمش از پشت خودشو میمالوند نکبت😑😑😑شوکه شدم