۵ماهه باردارم خانواده شوهرم که فقط بچه هان مادرپدر فوت شدن حالی ازمن نمیپرسن حتی زنگ بزنن کمک میخوای چون دخترم ۲سالشه شوهرم همیشه توقعات بیجایی ازم داره جوری براش مهمن منو اصلا آدم حساب نمیکنه من الان کمردرد شدید دارم باجفت پایین ودخترشیطون رفته خونوادشو دعوت کرده بدون اینکه به من بگه کمک کنه یااصلا خریدی انجام بده مااصلا شامنمیریم خونه پدرش ولی اونا بیان این میگه حتما شام بیاید بعد بیخیال انتظار داره من کل کارارو انجام بدم
ببین الان اگر باز بهش بگی که فایده نداره دوباره دعوا و اعصاب خوردی میشه . پس بیا سیاست به خرج بده یه لیست از وسایلی که لازم داری تهیه کن با خوبی و ملاطفت بهش بده بگو عزیزم میدونی که من نمیتونم برم خرید این وسایل را لطفا برای مهمونی بخر چون اگه نخری واقعا چیزی نمیتونم بذارم جلوی مهمونا بعدم زنگ بزن به خواهر شوهرت با روی خیلی خوش بگو شرمنده کمرم درد میکنه میشخ لطفا بیای کمک؟ بعدم همه ی کارها را بنداز گردنشون. به همین سادگی
ببین الان اگر باز بهش بگی که فایده نداره دوباره دعوا و اعصاب خوردی میشه . پس بیا سیاست به خرج بده یه ...
باورت میشه صبح موقع صبحونه به من میگه بعد لباس میپوشه میره سرکار گفتم یعنی چی میگه نمیدونم با داداشم حرف زدم گفتم بیاید بعد زنگ زدمگفتم میبینی حالم بده حداقل درست توضیح بده دلیل کارت چیه گوشیو قطع کرد