2777
2789
عنوان

راز شوهرم😔

438 بازدید | 8 پست

همسرم با علاقه با من ازدواج کرد 

اما یسری پنهونکاری داشت که فهمیدم و بعد یطری چیزا رو خودش بهم گفت

من خیلی غصه خوردم گفتم قول داده بودی دروغ نگی گفت من سخت اعتماد می کنم گفتم پس میذاشتی اعتماد می کردی من و میاوردی تو خونه ت(چون خیلی عجله داشت برای ازدواج خیلی شعار داد)

بعد حالا یسری از اون چیزا که می گفت برام خیلی مهمه اعتماد کردم که به "خانواده ت" نمی گی بعد بهت گفتم حالا بعد یه هفته دیدم راحت جلوی بابام می گه اون موضوع رو😒

حالا می خام ببینم چه اعتمادی . مثل اینکه خیالش راحت باشه همه بدونن منم بدونم این خیلی حالمو بد کرد

بهش گفتم پس چه اعتمادی می خواستی گفت خب به باباتم اعتماد کردم

خیلی سرد شدم ازش 

و اونم داره عذاب می کشه 

هر بار سر دروغ و پنهانکاریش اذیت می شم و میاد التماس می کنه

اما دیگه نمی دونم چکار کنم

اینم بگم من به هیچ عنوان تو کاراش دخالت نمی کنم این مسائل قبل از من بوده و در حال حاضر جریان داره


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چقد رازآلود حرف زدی  راحت بگو که متوجه بشیم

عزیزم یه چیزی به نامش بود به من نگفته بود از نظر خودش راز بود

حالا بحث مادیش مهم نیست اینکه منو غریبه می دونست اذیتم می کنه حالا از اونم گذشتم

می گم اگه راز بوده چرا به بابام گفتی

ببین خودتو درگیر نکن چه خوب که الان خدارو شکر چیزی به نامش هست و چه خوبتر که پدرت محرم بوده براش نکا ...

عزیزم من پدرم و خیلی دوس دارم

بحثم اینه این آدم هنوز اعتماد نداده و بنظرم دیگه اون مساله براش راز نبوده که به من گفته و ارزشی نداره

دلمو خیلی شکسته با این کارهاش نمونه های پنهونکاریش زیاد بوده

از این ناراحتم من انقدر گذشت کردم اول زندگی چرا اعتماد نکرد

بعد من حتی گفتم دیرتر ازدواج کنیم التماس می کرد بخاطر من و من قبول کردم حقم این نبود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  11 ساعت پیش
توسط   دختر_نوجوان  |  6 ساعت پیش