منو همسرم دانشجو بودیم بدون ریالی درامد مادرش زنگ میزد همش گریه میکرد ما پول نداریم درصورتی که پدرشوهرم خیلی وضعش خوبه و چندتا خونه و مغازه داره
هروزم یک وسیله گرون میخرید یکبار زنگ زد گفت پرده هارو عوض کردم تردمیل و دوچرخه ثابت خریدم پول ندارم
گفتم مامان اگر نداری مثل ما نخر چیزی
چرا میخری بعدش غصه میخوری
چشمتون روز بد نبینه چه فحشایی پای تلفن بمن داد
حرام زاده
زنا زاده
بی خانواده
من تا یکماه گریه میکردم دستام میلرزید