باهاش داشتم دردو دل میکردم میگفتم خانوادم خیلی گیر میدن اجازه نمیدن برم بیرون همش تحقیرم میکنن با۲۷ سال سن اجازه ندارم برم بیرون دیشب تا صب داشتم گریه میکردم
فشار رومه
بهم میگه تو چشات نمیبینه این همه برات زحمت کشیدن ندیدی خیلی ناشکری دختر فلانی باباش فلان کارش میکنه اصن دختره جیکش در نمیاد
اصن درکم نمیکنه حتی نمیتونم باهاش درد و دل کنم همیشه میگه تو از همه مینالی
تموم کنم به نظرتون؟