از اول خار داشتم من کلا ادم بدشانسیم جاریمو دوس داشتن من ازار محبت کردم خاتوادش دوسم نداش بع اینم یاد دادن اخرشم سر اینکه به خونه مامانش نرفتم دعوا شد بعدشم با یکی بهم خیانت کرد خلاصه خاتوادگی از خونه بیرونم کردن و نزاشتن بیاد دنبالم الانم خوشحاله از تموم شدنش ولی من دلم میکیره یاد اولین دیدارمون میوفتم میگم کاش همون طور که میشناختم می موند سنگینی تو دلم دارم میترسم تا ابد تنها بمونم
چه بی ادب دختر مردمو از خونه کردن بیرون که به هدفشون که جدایی عروس وپسرشونه برسن .چه مادرشوهر حسودی خدا نگذره همچین مادرشوهراییو که به عروس بی ا عتماد بنفسیو هدیه میدن .😕اینا بهونه بعضیا میگن چون دوست بودیم مادرش بدش میومد ازم ذات مادرشوهر بد وقتی بد باشه چه سنتی چه دوستی حسودیش میشه.
انشاءالله که بعدی برات جبران میکنه ناراحت نباش...زمین گرده...همه ی مردا همینن منم ننش خوشحاله که داره طلاقم میده...منم چیزایی ازش و خانوادش دیدم که دیگه نمیخوام ببینمش...هیچ آدمی خوبیش رو ببینی بعد بدی باورت نمیشه اون آدم این بوده این بدیا نیمه پنهان آدماس...دوست داشتن نداشتن رو ول کن خودتو دوست داشته باش ک...لق همشون لیاقتشون زن سلیطه هست که رو بهشون نده مثل سگ باهاشون رفتار کنه
کاش تو بودی تو سرنوشتم،کاش فقط با خیالت طی نمیشد زندگی من،زیباترین روز برایم حتی یک روز زندگی با توست
اگر ذاتت خوبه خدا برات چنان میسازه کف کنی.... مامانم از طلاقو طرد و کلفت شدن خونه باباش وحشت داشت اخ ...
خواهرشوهر خواهر منم جداشد همه فکر میکردن دیگه بدبخت شده چون شوهر قبلیش خیلی پولدار بود نکبت اما حق و حقوقشو بالاکشید حالا ماشالله بیا ببین چه شوهری کرده جنتلمن خوشگل خوش اخلاق پولم قد خودش داره چشم اونا درومده
کاش میشد از کسانی که مرده اند پرسید:آیا بالاخره رنج پایان یافت؟
خواهر یکی از همکلاسیام جدا شد شوهرش همه چیو بنام داداشش کرده بوده مهریه شو قسطی کرده بودن بعد از چندوقت که همه چی برگشت بنام پسره دختره آمارشو درآورده بود رفت دنبالش یکم دوندگی داشت ولی همه اموال پسره را بلوکه کردن تا مهرشو بده