2777
2789
عنوان

پدربزرگ

90 بازدید | 3 پست

شوهرم کلا پیش پدر بزرگش اینا بزرگ شده...از اول زندگیمون هرچی این پیرمرد میگف انجام میداد.کلی عقبش انداخت از زندگی.میخاسته چند سالع پیش خونه بخره.بش گفته بجاش ماشین بخر تا منو ببری دور بدی و ازین داستانا...یه تیکه باغ کوچیک تو روستا بهش داد.این ۱۰سال برای اون باغ کار کرد.پارسال بهش گف آب بت نمبدم.آب تقسیمی فقط برای بچه هامه....چند بار از مرگ حتمی نجاتش داد.الانم من باردارم.بازم عصرا که مباد بجایی بمن رسیدگی کنه.همش پیش پدر بززگه اس.خسته شدم...میدونم بده اما فقط نفرینش میکنم.۹۰سالشه.خیلیم سالمه.چیکا کنم بنظرتون؟تحملم تموم شده؟بچه هاشم کلا ولش کردن میگن پدرمون خبیثه.

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز