(یه جمله به خوده ۱۸سالتون بگین،اگه ۱۸ساله بودین چیکار میکردین چیکار نمیکردین)
۴اردیبهشت ۱۸امین سال زندگیم رسیده و فهمیدم امروزم مثل همه روزای دیگست فقط اسمش فرق میکنه، فقد بدنیا اومدن من برام خاصش کرده
یسال دیگه با کلی تجربه و غم و شادی دیگه گذشت، با کلی پایین و بالا با کلی دغدغه مختلف و کلی آدمای جورواجور
سعی کردم از همه اتفاقا فقط یاد بگیرم،فقط درس بگیرم
تو این سالها فهمیدم غم عضو جدا نشدنی زندگیمه و شادی هم توی همه لحظاتم میتونه پیدا شه فقط باید خوب نگاه کرد و دنبالشون بود
فهمیدم چقدر زندگی میتونه پوچ و بی ارزش باشه و چقدر میتونه پربار و مهم باشه
فهمیدم خودم ساختم و میسازم همه حال بد و خوبمو
فهمیدم هیچکس مسئول انتخابا و تصمیمات من نیست
فهمیدم هیشکی همراه همیشگی آدم نیست
فهمیدم من آدم متفاوتی نیستم من یه تیکه کوچیک از این پازل بزرگ و با شکوهم که باید به وجودم افتخار کنم که بودنم یه قدم به کامل شدن پازل کمک میکنه
فهمیدم هر لحظه از زندگی باید از تلاش پر باشه چون تاروپود آدمی با تلاش و تکاپو عجینه
و در نهایت درک کردم مهم اینه که در من چه میگذره زمانی که جهان در گذره!🍃