چند روز پیش یکی از پسردایی های بابام که خیلی رو مخ منه زنگ زده بود بابام میپرسید من خوبم کی میرم دوباره پیششون
داستانشو قبلا گفتم که پسره خیلی گیره همش اذیت میکرد و میگفت مراقب خودت باش و نگاه میکرد و سوال میپرسید و... واییی منم از بچگی ازش خوشم نمیومد الان زنگ زده بود به بابام هم خندم گرفته هم حرصم گرفته🤣🤣🤣😐