مشکات فهمید منصور گربه هار ا هم میکشته و چال میکرده
نعیم رفت تو بند منصور اینا چون رضا خونش فروخت و رضایت خانواده نریمان براش گرفت که جا به جا بشه
تو بند رفت سراغ منصور با هم درگیر شدن و منصور کشت
اخرشم نشون داد فصل عوض شده و داره برف میاد و نعیم تو حیاط زندانه و اهنگ پوست شیر ابی هم پخش شد
به نظر من یک چیزاییش را حذف کرده بودن