2777
2789
عنوان

دزدی

173 بازدید | 13 پست

سلام دوستان تا حالا دیدین ساعت ۹ شب برن خونتون دزدی ؟؟؟؟؟

دیشب با شوهرم از سر باغ برگشتیم دوتا مرد هیکلی از ساختمونون زدن بیرون اصن انگار یه چیزی بهم گفت اینا دزدن 

به شوهرم گفتم جلوشون رو بگیر نرفت گفت مهمون همسایه هامون 

خدا ازشون نگذره تبلت دخترمو برد تا دو ساعت بچم گریه میکرد 

در خونمون رو هم قفل کرده بودم تازه شروع به گشتن کرده بودن چون چمدون و دلاورمون رو ریخته بودن بیرون 

خدایا دیگه تو خونمون هم امنیت نداریم ........اگه خودم خونه بودم چی میشد 

اگه دیر رسیده بودیم تمام اساب برنجم رو می‌برد همم ریزن درشت نیشتن

والا یه روز ساعت 8 شوهرمو فرستادم مغازه نوشابه بگیره 4 جفت کفش دم در بود یکیشو پوشید رفت وقتی برگشت هیچی دم در نبود 3 جفت کتونیامونو برده بودن 8 اینا بود. 

زِ گیتی دو کَس را سِپاس! یکی حَد شِناسُ یکی حَق شِناس  

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

تو میگی بیا فیلم دوربین ها رو نشون بدم ببینی توی روزم میان یه جوری میزنن 😅 روحتم نمی‌فهمه

اره والا تو مسجدشم من دیدم دزدی کردن خونه های ماها که دیگه هیچی

زِ گیتی دو کَس را سِپاس! یکی حَد شِناسُ یکی حَق شِناس  

سلام عزیزم،ابان ماه ساعت ۸ شب دزد خونه مون رو زد،برای شکستن در اکاردیومی چنان سروصدایی کرده بود افراد ساختمان که خونه بودن نیومده بودن بیرون ببینن چی شده،ما طبقه چهارم هستیم اونوقت صبح طبقه ۵ زنگ زد درتون بازه تا رسیدیم دیدیم خونه ریخت و پاش و دزد برای خودش چرخیده لوازم خونه رو و لپ تاپ شوهرم خداروشکر بود بعد زن ابلهش تو جمع همسایه ها که دم در خونه بودن چندین بار هی میگفت بی کار بوده رفته نشسته زنگ زده به اشناهاش ما خونه نیستیم اومدن خونه شون خالی کردن،اونروز حال سکته داشتم نتونستم بهش چیزی بگم بعدشم ندیدمش و شوهرم هم دوست نداره برم در خونه شون بشورم بندازمش رو بند،حالا دزدی خونه ما تقصیر  خودشه که از در پارکینگ اومده بیرون و مانع بسته شدن در شده و دزدها از اونجا وارد شدن و در پارکینگ رو کلا خراب کردن، خداروشکر دیروز از اگاهی اومدن گفتن دزد پیدا شده دزده هم انگار همراهشون بوده دور نگه داشته بودن گفته بوده از این  واحد دزدی کردم برید اگاهی پرونده رو بگیرید ببرین کلانتری مرکز، شوهرم دیروز پرونده رو گرفت الان هم رفته کلانتری،دوربین بوده منتها شبه و قدیمیه دوربین چهره دزدها معلوم نیست

خدای مهربانم به عدد آنچه آفریدی و بهش علم داری شکر 

آره دوستان ظرف های برنجمون کوچیک و میشد همرو ببره 

خندم به این میگیره از بغل خودمون رد شد و از حیاط رفت بیرون 

آره گلم شوهرم میگه ترسیدم چاقو رو دربیاره بعدم من گفتم دزدن باور نکرد گفت مهمون همسایه هاس 

بچها امروز دیدم ساعت خودمو دخترمم برده 

حالا امروز نامه از دادگاه گرفتیم تا دوربین بانک بغل خونمون رو چک کنیم 

دوستان هر چی بود ما رفتیم طلاهارو قیمت کنیم برای زمین خریدن ،افتادن دنبالمون 

خدا وکیل همش میترسم چون خیلی اسباب برنج دارم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز